تبليغاتX
ماندستان - "احمدی نژاد؛ داوود در ميان خشم جالوت دنيا"
                                               ماندستان





ایرانی ام ، خونم آریائی ، زبانم پارسی .
AriaTemp.ir
"احمدی نژاد؛ داوود در ميان خشم جالوت دنيا"
سه شنبه شانزدهم تیر 1388

 "احمدی نژاد؛ داوود در ميان خشم جالوت دنيا"

"پرفروشترین کتاب مالزی"

داوود در ميان خشم جالوت دنيا

"David di Tengah Angkara Goliath Dunia"

این كتاب توسط پنج تن از طلاب مالزيايي تحصيل كرده در حوزه علميه قم به نام‌هاي محسن لبيب، ابراهيم محرم، موسي كاظم و الفيان حمزه نوشته و توسط انتتشارات ميزان به زيور طبع آراسته شده است. در مقدمه اين كتاب روزيانا سيلالاحي، سردبير شبكه خصوصي S.C.TV اندونزي كه در سفر آقاي احمدي‌نژاد رئيس‌جمهور ايران به اندونزي مجال مصاحبه اختصاصي با ايشان را يافت، به نقل خاطرات خود پرداخته و احمدي‌نژاد را رهبري متواضع با تيپ و قيافه‌ شرقي، سخت‌كوش، آرمان‌گرا و ساده‌زيست توصيف مي‌كند. وي مصاحبه را عامل شكل‌گيري دوستي ويژه با ايشان مي‌داند و اشاره مي‌كند هديه‌اي از نماينده ايشان به‌رسم يادبود دريافت كرده است. در بخشي از اين كتاب به سوابق آقاي احمدي‌نژاد اشاره شده و از ايشان به‌عنوان دانشجوي انقلابي در رژيم شاه، رزمنده دوران دفاع مقدس، استاندار اردبيل، شهردار تهران و در نهايت به‌عنوان رئيس‌جمهور منتخب مردم ياد مي‌شود. متن كامل نامه آقاي احمدي‌نژاد به جورج بوش، مصاحبه ايشان با مجله اشپيگل و نامه به مردم آمريكا از فصل‌هاي آخر اين كتاب است.

در اين كتاب همچنين به نقل از كوسمايانتو كاديمن وزير پژوهش و فناوري اندونزي آمده است: «اگر استفاده از تكنولوژي هسته‌اي اشتباه است و ما نبايد از آن استفاده كنيم، پس چرا شما كشورهاي مستبد از آن استفاده مي‌كنيد؟ و برعكس اگر استفاده از انرژي هسته‌اي براي شما خوب است، پس چرا ما نبايد از آن استفاده كنيم؟» آيا همچنان كشوري وجود دارد كه بتواند در برابر آمريكا ايستادگي كند؟ پاسخ اين سؤال آري است. يكي از آن چند كشور ايران با رياست‌جمهوري محمود احمدي‌نژاد است.

سخنان متعدد وي (احمدي‌نژاد) درباره فناوري هسته‌اي و اسرائيل خشم مستبدان را همراه داشته است، ولي احمدي‌نژاد هنوز پابرجا و استوار است. در پشت جلد اين كتاب شخصيت آقاي احمدي‌نژاد از زبان برخي از شخصيت‌هاي اندونزي مورد توصيف قرار گرفته است.

مصطفي عبدالرحمن خبرنگار كمپاس و ساكن خاورمیآنه معتقد است: «محمود احمدي‌نژاد رئيس جمهور ايران به دليل اين كه توانسته است به يك نماد مبارزه با سياست‌هاي يك‌جانبه غرب تبديل شود، در دنياي اسلام به شهرت خاصي دست پيدا كرده است. او يادآور سوكارنو رئيس جمهور اندونزي در سال‌هاي 1960 و همچنين مهاتير محمد نخست‌وزير مالزي در سال‌هاي 1990 است».

آزيوماردي ازرا استاد بزرگ تاريخ و رئيس دانشگاه شريف هدايت‌الله درباره كتاب مذكور مي‌نويسد: «اين كتاب بيوگرافي محمود احمدي‌نژاد ، رئيس جمهور ايران است. او آن‌گونه كه در اين كتاب نيز آمده است، او سمبل مبارزه با يك‌جانبه‌گرايي است.»

رضا سيه‌بودي، محقق مؤسسه تحقيقات اندونزي و تحليل‌گر مسائل خاورمیانه مي‌نويسد: «شخص احمدي‌نژاد انساني بي‌آلايش و نزديك با مردم است. او مي‌تواند تمامي دل‌ها را با خود همراه كند. پيروزي وي در دور دوم انتخابات برابر هاشمي موجب تعجب خيلي‌ها شد.» ذوالقرنين لوبيس رئيس يك دانشگاه دولتي در شهر مدن و نويسنده اندونزيائي معتقد است «تصميمات و اقدامات احمدي‌نژاد بايد الگويي شود كه چگونه رهبري، دل مردمش را به‌دست مي‌آورد و همچنين چگونه يك رهبر از شأن و عزت ملت خويش دفاع مي‌كند.»

مشخصات نويسندگان:

محسن لبيب 38 سال پيش در جمبر واقع در جاوه شرقي به‌دنيا آمد. وي فارغ‌التحصيل حوزه علميه قم بوده و در حال حاضر در دانشگاه شريف‌هدايت‌الله، در مقطع دكترا مشغول به تحصيل است. وي رئيس انتشارات چيترا است. ابراهيم محرم 31 سال پيش در جمبر واقع در جاوه شرقي به‌دنيا آمد. در مقطع كارشناسي ارشد از دانشگاه امام خميني قم فارغ‌التحصيل شده و بعد از آن به عنوان استاد در دانشگاه اسلامي تحصيلات عالي جاكارتا و همچنين به‌عنوان كارشناس تدوين در انتشارات الهدي مشغول بكار است.

موسي كاظم 30 سال پيش در بنگيل واقع در جاوه شرقي به دنيا آمد. فارغ‌التحصيل حوزه علميه قم بوده و دوره كوتاهي را نيز در ملبورن استراليا گذرانده است. وي در حال حاضر به‌عنوان استاد در دانشگاه اسلامي تحصيلات عالي جاكارتا، به‌عنوان متخصص تدوين در انتشارات ميزان و همچنين رئيس انتشارات مصباح فعاليت دارد.

الفيان حمزه 29 سال پيش در پومالا واقع در سولاوسي جنوب شرقي به‌دنيا آمد. وي در حال حاضر به‌عنوان خبرنگار در برخي از مطبوعات فعاليت دارد. كتاب "احمدي‌نژاد، داوود در ميان خشم جالوت دنيا" كتابي با زبان بسيار شيرين درباره محمود احمدي‌نژاد است. او رهبري است كه با ويژگي "مردمي بودن" شناخته شده است و همچنين الگو بودنش در مبارزه با بي‌عدالتي جهاني باعث ايجاد شهرت جهاني براي وي شده است. احمدي‌نژاد يادآور خاطرات " سوكارنو" رئيس جمهور اندونزي در سال 1960 و همچنين "مهاتير محمد" نخست‌وزير مالزي است. در اين كتاب به معرفي محمود احمدي‌نژاد و اهداف سياسي وي پرداخته شده است و اميد مي‌رود كه انتشار آن به تولد رهبراني لايق در اندونزي كمك كند. از اقدامات احمدي‌نژاد در چگونگي ايجاد ارتباط نزديك با مردم بايد درس گرفت. خط مشي احمدي‌نژاد در حفظ شأن، حرمت و وحدت ملت ايران در ديد جامعه جهاني مي‌تواند الگوي بسيار مناسبي براي رهبران اندونزي باشد. –روزنامه مديا اندونزي (29/09/2006)

احمدي‌نژاد در مدت زمان بسيار كمي توانسته است موجب شگفتي جهانيان شود. فرزندي كه از خانواده‌اي ساده برخواسته بود، به ‌عنوان رئيس جمهوري ايران انتخاب شد. وي به ‌عنوان يكي از معدود رهبران دنيا كه شجاعت ايستادگي در برابر آمريكا را دارد، شناخته شده است. –روزنامه رپوبليكا

در اين كتاب كه از چهار بخش تشكيل شده است مسائل مختلف سياسي، اجتماعي ايران در مواجهه با تحولات بسيار مورد ارزيابي قرار گرفته است. دراين كتاب تنها به معرفي سطحي و زندگينامه احمدي‌نژاد پرداخته نشده بلكه "احمدي‌نژاد، داوود در ميان خشم جالوت دنيا" از بعد يك انسان متفكر، روشن‌گر و شخصي كه بار ديگر روح انقلاب را به ايران بازگردانده است به محمود احمدي‌نژاد نگاه شده است. –روزنامه نگرش ملت (09/10/2006)

من به‌عنوان كسي كه كتاب‌هاي بسياري را مطالعه كرده‌ام از تمامي مردم اندونزي مي‌خواهم كه با مطالعه اين كتاب با يكي از بزرگترين رهبران دنياي معاصر آشنا شويد. احمدي‌نژاد فردي است كه هيچ‌گاه سخني را بدون منطق به ميان نمي‌آورد. به‌عنوان مثال وي بارها اعلام داشته است كه " اگر انرژي هسته‌اي خطرناك است، پس چرا كشورهاي غربي از آن استفاده مي‌كنند؟ و اگر استفاده از اين انرژي مفيد است پس چرا ما نبايد از آن استفاده كنيم؟" اين سؤالي اساسي است كه كشورهاي غربي تاكنون نتوانسته‌اند به آن پاسخي بدهند و همين سخنان ساده ولي منطقي است كه باعث ترس بوش از مناظره با محمود احمدي‌نژاد در سازمان ملل شده است. – ساتريا دارما (يكي از خوانندگان كتاب)

مقدمه

چرا بايد درباره محمود احمدي‌نژاد نوشت؟

شايد اين سؤال براي بسياري از كساني كه تحولات خاورميانه را از نزديك پيگيري نمي‌كنند، مطرح باشد ولي ما براي صحبت در مورد احمدي‌نژاد دلايل كافي داريم؛

اول: احمدي‌نژاد يك فرد سياسي طرفدار جناح چپ و يا راست نيست. وي وابسته به هيچ حزب و گروهي نیست كه بخواهد با سياسي بازي از منافع حزبي و گروهي خود جانبداري كند.

دوم: وي توانست در انتخابات رياست جمهوري ايران ديگر كانديداي نامي را شكست دهد.

سوم: احمدي‌نژاد يك تاجر پولدار نبوده است كه به طرز شگفت انگيزي يكباره رئيس جمهور يك كشور شود.

چهارم: وي يك نظامي نبوده است كه با سوءاستفاده از جایگاه خود به يك‌باره در مسائل سياسي وارد شده و به هر طرز ممكن كرسي رياست جمهوري را به‌دست آورد.

پنجم: احمدي‌نژاد فرزند يك پهلوان ملي و يا يك چهره نامي نبوده است كه با استفاده از شهرت خانواده خود بتواند نظر مردم را به سمت خود جلب كند.

ششم: او فردي مردمي است و از ميان مردم برخواسته است.

هفتم: او بازي با كلمات و فريبكاري را بلد نيست و مخالف بسياري از تشريفات رياست جمهوري است.

هشتم: او جوان و فعال است و به واسطه ايدئولوژي قوي خود هيچگاه در برابر تهديدهاي خارجي عقب نشيني نكرده است.

دلايل مذكور تنها گوشه‌اي از دلايلي است كه ما را بر آن داشت درباره وي بنويسيم و به يقين همين دلايل نيز باعث استقبال وسيع دانشجويان و مردم اندونزي از محمود احمدي‌نژاد در هنگام سفر به كشورمان شد. به عقيده ما ملت اندونزي بايد مواضع و خط مشي احمدي‌نژاد را سرمشق و آيينه خود قرار دهد. در واقع معرفي محمود احمدي‌نژاد و سياست‌هاي وي هدف اصلي نويسندگان اين كتاب نبوده است، بلكه ما اميدوار هستيم اين كتاب بتواند گامي در راه ايجاد رهبراني شايسته و لايق ملت اندونزي بردارد.

فصل در نااميدي

همه چيز از روزهاي سرد زمستان سال 2003 شروع شد يعني زماني كه قرار بود شهردار جديد تهران انتخاب شود. شهرداران پيشين تهران كه با تضاد رفتاري که در زندگي خود، پيش از انتخاب شدن به‌عنوان شهردار و پس از انتخاب شدن نشان داده بودند، باعث شده بودند تا در آن روزهاي زمستاني نااميدي عجيبي برقرار باشد. پيشنهاد اعلام شد و محمود احمدي‌نژاد كه دكتراي مهندسي و برنامهريزي حمل و نقل دارد، با سابقه كاري دولتي كمتر از 10 سال به‌عنوان كانديداي شهردار جديد تهران مطرح شد. او يك آيتالله یا چهره انقلابي و يا شخصيت مشهور نبود بلكه فرد ساده و بي‌آلايشي بود كه به تجملات اهميتي نمي‌داد. در آن زمان نگراني‌هايي درباره توانايي وي به‌عنوان شهردار وجود داشت. ولي يكسال ديگر اين نگراني‌ها در قبال تواناييهاي احمدي‌نژاد مطرح نبود زيرا وي فردي بود كه از جارو زدن خيابانهاي شهر تهران هيچ هراسي نداشت، وي تا دير وقت در دفتر كار خود تلاش مي‌كرد كه پايتخت ايران فرداي راحتتري را تجربه كند.

روزها يكي پس از ديگري گذشت تا روز 24 جولاي 2005 رسيد. در آن روز احمدي‌نژاد به‌عنوان يكي از خبرسازترين چهره هاي دنيا مطرح شد. در تمام دنيا صحبت از احمدي‌نژاد بود زيرا وي توانسته بود علي اكبر رفسنجاني را در انتخابات رياست جمهوري ايران شكست دهد. احمدي‌نژاد رئيس جمهور ايران فعاليت خود را آغاز كرد. وي مواضع مشخصي در قبال مسائل مختلف داشت. به‌عنوان مثال معتقد بود استفاده از انرژي هسته‌اي حق مسلم ايران است و با بيان اين مطلب كه "اگر انرژي هسته‌اي خطرناك است پس چرا كشورهاي غربي از آن استفاده مي‌كنند؟ و اگر استفاده از اين انرژي مفيد است پس چرا ما نبايد از آن استفاده كنيم؟" همواره كشورهاي غربي را براي پاسخ به آن با چالش مواجه مي كرد. احمدي‌نژاد آمريكا را يك طاغوت مي‌خواند و خواستار هميشگي مردم جهان براي از ميان بردن اسرائيل شد.

دولت وي تنها دولتي بود كه مورد غضب و ستايش جهان قرار گرفت. مخالفان احمدي‌نژاد وي را فردي جنگ طلب مي‌خوانند ولي حاميان وي از او به‌عنوان يكي از معدود شخصيتهايي كه جلوي سلطه غرب ايستاده است ستايش مي‌كردند. حاميان احمدي‌نژاد در تمام دنيا وجود دارند. به‌عنوان مثال در اندونزي، هنگامي كه وي در ماه مه 2006 به جاكارتا سفر نمود، هزاران دانشجو به وضوح اعلام كردند كه آماده هستند تا براي احمدي‌نژاد جان خود را نيز فدا كنند. حتي من دانشجويي را به خاطر مي‌آورم كه در حالي كه اشك خود را پاك مي‌كرد از احمدي‌نژاد مي‌خواست كه وي رئيس جمهور اندونزي شود.

محبوبيت احمدي‌نژاد در همه جا موج مي زد و اين محبوبيت باعث تعجب همگان شده بود. از طرفي شگفتي پيروزي او در انتخابات رياست جمهوري ايران هنوز هم از ياد مردم دنيا نرفته بود. براستي چگونه محمود احمدي‌نژاد توانست در انتخابات پيروز شود؟ آيا اين تنها سرنوشت خوب احمدي‌نژاد بود كه باعث موفقيت وي در انتخابات شد و يا دلايل ديگري نيز وجود داشته است؟ شايد ولي با بررسي نتايج اتنخابات ايران – كه از هر 10 نفر 6 نفر به محمود احمدي‌نژاد رأي داده‌اند – نمي‌توان انتخاب وي را تنها با سرنوشت خوب تفسير كرد.

 پس از فوت امام خميني مردم ايران در پنج دوره انتخابات گذشته همواره روحانيون و نزديكان امام خميني را به ديگر كانديداهاي رياست جمهوري ترجيح داده اند. به‌عنوان مثال علي اكبر هاشمي رفسنجاني و محمد خاتمي هر كدام 2 دوره رياست جمهوري ايران را در دست داشتند ولي در انتخابات اخير رياست جمهوري ايران، مردم اين كشور كه از انتخابات شوراي شهر سال 2003 اولويت خود را تغيير داده بودند در انتخابات رياست جمهوري سال 2005 نيز همان روند را ادامه دادند و به محمود احمدي‌نژاد كه كانديداي انقلابي غير روحاني محسوب مي‌شد رأي دادند.

در ايران نفوذ علماي ديني و روحانيون بيش از ديگر كشورهاي اسلامي است. به‌عنوان مثال امام خميني وظيفه يك روحاني را محدود به مباحث ديني نمي دانست و در كنار مسائل ديني همواره مباحث سياسي را نيز به شاگردان خود آموزش ميداد. امام خميني همچنين وظيفه روحانيون ايران را تنها به ايران محدود نميدانست بلكه معتقد بود كه در هر جايي كه ظلمي شود و يا فردي گرسنه باشد، علما و روحانيون در قبال آن مسئول مي‌باشند.

آئينه تهران، آئينه جاكارتا

تهران با تمامي ساختمان‌هاي بلندش مشخصات يك شهر بزرگ را دارا است. آسمان خراش‌ها، مراكز خريد، آپارتمان‌ها، پارك‌ها و بزرگراه‌هاي تهران به اين شهر رنگ و بوي يك شهر مدرن را داده است. در چنين شهري محمود احمدي‌نژاد به‌عنوان شهردار انتخاب شد. انتخاب وي براي اقشار مختلف مردم ايران داراي معاني مختلفي بود. قشر مرفه كه اكثريت ساكن شمال تهران مي باشند با انتخاب وي به عنوان شهردار جديد تهران اميدوار بودند تا با توجه به زمينه تحصيلي احمدي‌نژاد در علوم حمل و نقل، وي بتواند با اقدامات خود تا حدودي از ترافيك شهر تهران بكاهد و انتخاب وي به‌عنوان شهردار براي قشر ضعيف جامعه كه معمولا در جنوب تهران زندگي مي‌كنند با توجه با اينكه احمدي‌نژاد به تشريفات و ماديات اهميتي نميدهد داراي معناي جداگانه‌اي بود.

محمود احمدي‌نژاد سالهاي زيادي از عمر خود را در جنوب تهران سپري كرده است و اهل تهران است. او در 28 اوكتبر 1956 در منطقه اردان واقع در 120 كيلومتري تهران به دنيا آمد. او فرزند چهارم از 7 خواهر و برادر است. خانواده احمدي‌نژاد در اردان بسيار ساده زندگي مي‌كردند. پدر وي بارها شغل خود را تغيير داد و سرانجام خانواده محمود احمدي‌نژاد در تصميمي تاريخي به تهران عزيمت كردند. در آن سال‌ها (دهه 50 ميلادي) مردم ايران وضعيت بسيار دشواري داشتند. خصوصا آسيب‌هايي كه به دلايل مختلف به محصولات كشاورزي ضربه مي زد باعث سختتر شدن زندگي كشاورزان و مردم فقير در ايران شده بود. در آن سال‌ها بود كه مصدق نخست وزير ايران كه توسط اقشار مختلف ايران از جمله كسبه، معلمان و كارمندان دولت حمايت مي‌شد با تؤطئه‌اي كه سازمان اطلاعاتي آمريكا آن‌را پي ريزي كرده بود از قدرت بركنار شد. مصدق در سال‌هايي كه به‌عنوان نخست وزير ايران فعاليت مي‌كرد توانست صنعت نفت ملي ايران را ملي سازد و همچنين وي در تلاش بود تا با كاهش اختيارات شاه، وي را به يك سمبل تشريفاتي تبديل كند. ولي كودتايي كه عليه وي انجام شد باعث بازگشت شاه ايران به قدرت در ايران شد.

خانواده احمدي‌نژاد پس از عزيمت به تهران در منطقه شرق تهران خانه‌اي را براي سكونت اجاره كردند و پدر خانواده به‌عنوان يك آهنگر مشغول به كار شد. در آن سال ها ميزان مهاجرت به تهران بسيار زياد بود و همين مسئله باعث شده بود مناطق بيروني و گوشه‌هاي تهران روز به روز شلوغتر شود. اين مهاجرين كه عموما از وضعيت مالي مناسبي برخوردار نبودند در تهران شغل‌هاي مختلفي را براي خود بر‌مي‌گزيدند. عده اي در معادن و كارخانه ها كار مي‌كردند و عده ديگر كارگري مي‌كردند و يا به دستفروشي مي‌پرداختند و همين مردم مستضعف بودند كه در سال‌هاي نزديك به انقلاب اسلامي ايران شعله‌هاي انقلاب را وسعت مي‌بخشيدند.

مهاجرت‌كنندگان به تهران بايد به شرايط سخت زندگي در يك شهر بزرگ عادت مي‌كردند. آنان كه هر كدام از منطقه متفاوتي به تهران مهاجرت كرده بودند توسط مسائل ديني و اخلاقي به يكديگر به‌عنوان جامعه كوچك منسجمي، پيوند مي‌خوردند و همين موضوع باعث شده بود كه آنان (مهاجران) همواره در مساجد و مكان‌هاي اسلامي و اخلاقي حاضر باشند و موج مدرن سازي نيز نه تنها باعث از هم گسيختگي اين اجتماع نشد بلكه باعث قويتر شدن يكپارچگي آن شد. 10 سال از مهاجرت خانواده احمدي‌نژاد به تهران گذشت. با وجود اينكه در ايران سازندگي همچنان ادامه داشت و مكان هاي زندگي مدل جديدي مانند منطقه اكباتان در حال ساخته شدن بود، ولي خانواده احمدي‌نژاد هنوز از نظر اقتصادي قادر به زندگي در منطقه ديگري نبودند زيرا آهنگري شغلي نبود كه بتواند رفاه قابل توجهي را به همراه داشته باشد. با اين وجود پدر خانواده احمدي‌نژاد خدا را شاكر بود زيرا فرزندان وي در تهران مي‌توانستند دوران آموزشي با كيفيت‌تري را پشت سر بگذارند. همين‌طور نيز شد، ناصر هاديان جازي يكي از دوست‌هاي دوران كودكي محمود احمدي‌نژاد درباره سال‌هاي كودكي خود و محمود احمدي‌نژاد مي‌گويد «او عاشق فوتبال، درس‌خوان و باهوش بود و در دوران دبستان همواره رتبه اول را در كلاس كسب مي‌نمود. محمود احمدي‌نژاد به دور از تمامي مسائل سياسي كه در آن روزها در ايران اتفاق مي‌افتاد دوران دبيرستان خود را به پايان رسانيد. وي در آن زمان نيز با نوجوانان هم سن وسال خود بسيار تفاوت داشت و عالم‌تر از آنان به چشم مي‌آمد. البته شايد اين تفاوت به‌دليل تربيت درست وي توسط مادرش سعيده خانم باشد. سعيده خانم زن متديني بود كه از كودكي علاقه و دلبستگي بسياري به قرآن كريم داشت.

در سال 1975 محمود احمدي‌نژاد به‌عنوان دانشجوي رشته راه و ساختمان دانشگاه علم و صنعت تهران انتخاب شد. او در دانشگاه نيز بسيار موفق بود و توانست در كنكور سراسري رتبه 130 را كسب كند كه اين رتبه از فرزند يك آهنگر بسيار بعيد به نظر مي‌رسيد.

در آن سال‌ها وضعيت سياسي ايران روز به‌روز داغ‌تر از گذشته مي‌شد و همين موج سياسي به داخل كلاس هاي درس در دانشگاه‌ها نيز كشيده شده بود. محمود احمدي‌نژاد يكي از حاميان و عاشقان پيام‌هاي انقلابي آيت الله خميني بود و در اين راستا وي پا را از برخي ديگر از دانشجويان فراتر گذاشته بود. در اواخر دهه 70 ميلادي محمود احمدي‌نژاد در انتشار اعلاميه‌ها و كاست‌هاي سخنراني آيت الله خميني فعاليت مي‌نمود و همين فعاليت‌ها باعث شد تا وي و خانواده‌اش براي در امان ماندن از گزند ساواك تهران را ترك كرده و به استان گلستان عزيمت كنند. محمود احمدي‌نژاد در دانشگاه به همراه دوستان خود همچنان به فعاليت‌هاي ضد شاه ايران ادامه مي‌داد. او همچنين به گروه‌هاي اسلامي كمك مي‌كرد تا تأثيرگذاري بيشتري در سطح دانشگاه و خيابان‌هاي تهران پيدا كنند.

احمدي‌نژاد همچنين مجله اي با نام "جيق و داد" را براي فروش در دانشگاه منتشر كرد. وي گاهگاهي با گروههاي ماركسيست، جلسات مناظره برقرار مي‌كرد كه به گفته محمد علي سيدي نژاد (كارمند وزارت آموزش و پرورش) كه در آن سال‌ها با محمود احمدي‌نژاد آشنا بود در برخي از اوقات اين جلسات با برخوردهاي فيزيكي خاتمه مي‌يافت.

انتشار اعلاميه‌ها و كاست‌هاي سخنراني امام خميني تأثير خود را گذاشته بود و مردم ايران چشم‌هاي خود را بر روي واقعيات پنهان باز كردند و دريافتند كه چگونه شاه ايران با پول مردم به تفريح و گشت و گذار مي‌پردازد ولي عده زيادي از مردم براي خورد و خوراك روزانه خود بايد ساعات دشواري را پشت سر بگذارند. همين بيداري مردم باعث شد تا آنان به مخالفت با رژيم شاهنشاهي بپردازند و خواهان تغيير رژيم حاكم شوند.

در تهران محمود احمدي‌نژاد به همراه هزاران دانشجوي ديگر به نشانه اعتراض به رژيم شاه همواره در خيابان ها به تظاهرات مي پرداختند. با گسترش تظاهرات عليه رژيم شاهنشاهي و همچنين پيوستن كارگران كارخانجات مختلف به صف معترضان كه موجب متوقف شدن فعاليت شركت نفت و برق كشور شده بود، شاه ايران كه قدرت را از دست رفته مي ديد فرار به خارج از كشور را ترجيح داد و حكومت شاهنشاهي ايران حدود دو هفته پس از بازگشت امام خميني از فرانسه به ايران به پايان رسيد.

خورشيدي كه پشت ابر بود

پيروزي انقلاب اسلامي حاصل تلاش اقشار مختلف مردم ايران از جمله علماي ديني، بازاريان، كارگران كارخانجات، دانشجويان و دانشآموزان بود. در جمع دانشجويان محمود احمدي‌نژاد يكي از اشخاصي بود كه نقش اساسي و كليدي در ميان مبارزات دانشجويان عليه حكومت شاهنشاهي داشت. احمدي‌نژاد نمونه‌اي از يك دانشجوي روشنفكر بود كه درك درستي از تحولات دنيا داشت و در عين حال او دانشجوي مسلمان خط امامي بود كه همواره دستورات دين و اسلام را به جاي مي‌آورد.

پس از پيروزي انقلاب اسلامي، محمود احمدي‌نژاد در سازمانها و نهادهاي دانشجويي حامي خط امام خميني فعال بود از جمله در مجمع دانشجويان مسلمان كه خود يكي از بنيان‌گذاران آن بود. از ماه آگوست سال 1979 محمود احمدي‌نژاد به‌عنوان نماينده دانشگاه علم و صنعت تهران ديدارهايي را با امام خميني داشت كه نتايج اين ديدارها بعدها با آيت الله خامنه‌اي يكي از علماي مورد اطمينان امام خميني پي‌گيري مي‌شد كه در نتيجه آن دفتر تحكيم وحدت با هدف حفظ و گسترش شور و شوق انقلاب در نسل جوان تأسيس شد.

هنوز يك‌سال از پيروزي انقلاب اسلامي ايران نگذشته بود كه رژيم عراق به ايران حمله كرد. در آن سال ها محمود احمدي‌نژاد هنوز دانشجو بود. او در سال 1984 دانشگاه خود را به پايان رسانيد و پس از پيوستن به سپاه پاسداران انقلاب اسلامي به جبهه‌هاي جنگ رفت و بارها در عمليات‌هاي مخفيانه با نام "رمضان" در منطقه كركوك شركت كرد. جنگ در سال 1988 به پايان رسيد و احمدي‌نژاد به دانشگاه بازگشت و رشته تحصيلي خود را در مقطع فوق ليسانس ادامه داد. او عضو هيئت علمي دانشگاه تهران شد و توانست دكتراي رشته مهندسي و برنامه‌ريزي حمل و نقل شهري را كسب كند. احمدي‌نژاد همچنين در بسياري از فعاليتهاي دانشجويي فعال بود من جمله صنف مهندسان تونل، انجمن مهندسان ايران، انجمن مهندسان راه و انجمن راهنمايي و رانندگي آسيا و اقيانوسيه.

در سال 1994 هنگامي كه محمود احمدي‌نژاد به‌عنوان استاد در دانشگاه صنعتي شريف تدريس مي‌نمود و همچنين به‌عنوان مشاور فرهنگي وزير آموزش ملي فعاليت مي‌كرد، شهر اردبيل كه پيشتر يكي از شهرهاي استان آذربايجان شرقي به‌شمار مي‌رفت به يك استان تبديل و محمود احمدي‌نژاد به‌عنوان اولين استاندار اين استان انتخاب شد. موفقيت احمدي‌نژاد در امر ساخت و ساز و بازسازي سيستم نيروي كار استان اردبيل باعث شد كه سه سال پياپي به‌عنوان استاندار نمونه انتخاب شود. با وجود اينكه استان اردبيل به‌دليل وضعيت آب هوايي خود داراي عمر بناي كوتاهي است ولي بر اساس آمار سازمان برنامه و بودجه استان اردبيل زير نظر محمود احمدي‌نژاد بيشترين ميزان سازندگي در ميان ديگر استاهاي كشور را به خود اختصاص داده است.

احمدي‌نژاد تا اكتبر 1996 استاندار اردبيل بود و پس از آن به‌عنوان استاد دانشگاه علم و صنعت مشغول به كار بود و در برخي از فعاليتهاي سياسي و اجتماعي نيز شركت مي‌كرد. او در تمام اين مدت در خانه اي واقع در يك كوچه بن بست در منطقه نارمك تهران زندگي مي‌كرد. به گفته يكي از اهالي اين محله كه به مدت 15 سال در نارمك زندگي مي كند، محمود احمدي‌نژاد فردي متدين و متين است كه همراه 3 فرزند خود در اين محله سكونت دارد. او با فرارسيدن سال نو از تمام همسايه‌ها براي حضور در خانه خود دعوت مي‌كند و عيد را به آنان تبريك مي‌گويد. خانه احمدي‌نژاد خانه‌اي بسيار ساده و به دور از تجملات است، 2 فرزند او در دانشگاه مشغول به تحصيل مي‌باشند و ديگري سال آخر دبيرستان را مي‌گذراند.

احمدي‌نژاد از روزي كه به‌عنوان شهردار تهران انتخاب شد اقدامات اسلامي بسياري را انجام داد. به‌عنوان مثال وي آسانسورهاي زنان و مردان را در ساختمان شهرداري تهران از يكديگر جدا ساخت و همچنين پيشنهاد داد تا آرامگاه پهلوانان جنگ تحميلي به ميدان‌هاي نامي تهران منتقل شود. از جمله ديگر اقدامات مشهور محمود احمدي‌نژاد به‌عنوان شهردار تهران ميتوان از افزايش وام ازدواج براي زوج‌هاي جوان از 6 ميليون ريال به 12 ميليون ريال و همچنين اجراي برنامه تقسيم يك وعده غذا در هر هفته ميان فقرا، نام برد.

احمدي‌نژاد در طول دوران شهرداري خود در تهران اقدامات چالش‌زائي را نيز انجام داد كه به عنوان نمونه مي‌توان به اين موارد اشاره كرد ”تبديل خانه دولتي شهردار تهران به‌عنوان موزه كه عموم حق بازديد از آن را داشتند، زيرا احمدي‌نژاد ترجيح ميداد همچنان در خانه خود در منطقه نارمك تهران زندگي كند. اهداء بخشي از مبلمان خانه دولتي شهردار به موزه‌هاي كشور، منع پذيرايي از ميهمانان شهرداري تهران با ميوه موز که يكي از گران‌ترين ميوه‌هاي تهران است و همچنين منع نصب تابلوهاي تبليغاتي خارجي.

در كنار تمامي اين تصميمات چالش‌زا، محمود احمدي‌نژاد در دوراني كه شهردار تهران بود با سخت‌كوشي کار مي‌كرد و ساختمان شهرداري تهران را پس از اذان مغرب ترك مي‌كرد و در خانه خود تا آخرين ساعات شب كارهاي شهرداري را انجام مي‌داد. او از روی عمد ساعات كار خود را افزايش مي‌داد تا بتواند به مشكلات مردم رسيدگي كند. دفتر ساده كار وي روزانه محل رفت و آمد ده‌ها تن از مردم تهران كه هر كدام مشكل مختلفي داشتند، بود.

احمدي‌نژاد در طول دوراني كه شهردار تهران بود اقدامات بسياري را براي رفاه حال ساكنين تهران انجام داد. از جمله مهم‌ترين اقداماتي كه نتيجه آن را مردم تهران بيش از ديگر اقدامات احساس كردند كاهش سطح ترافيك شهر تهران بود. احمدي‌نژاد كه خود تحصيل كرده رشته حمل و نقل داخل شهري بود با طرح‌هاي خود توانست ترافيك سنگين شهر تهران را تا ميزان بسيار قابل توجهي كاهش دهد. او شهردار بي‌آلايشي بود كه از مواجهه با مشكلات مردم ابايي نداشت و براي حل اين مشكلات تمام تلاش خود را مي‌كرد. صحبت او در ميان خاص و عام در جريان بود خصوصا زماني‌كه وي با لباس رفتگرها در خيابان‌هاي تهران به جاروكشي مي‌پرداخت. پس از 2 سال فعاليت محمود احمدي‌نژاد به‌عنوان شهردار تهران وي به‌عنوان يكي از كانديداهاي بهترين شهردار دنيا انتخاب شد. از آن زمان بود كه مشغله محمود احمدي‌نژاد دوچندان شد زيرا وي در فكر فعاليت در پست ديگري بود و به‌عنوان يك كانديداي رياست جمهوري سال 2005 ايران در انتخابات شركت نمود.

پيش از اينكه محمود احمدي‌نژاد به‌عنوان شهردار تهران انتخاب شود تعداد زيادي از مردم وي را نمي‌شناختند، زيرا مسئوليت هاي پيشين او به‌عنوان مثال شهردار استان اردبيل مسئوليت‌هايي نبود كه مورد توجه رسانه‌هاي جمعي باشد. ولي پس از اينكه او به‌عنوان شهردار تهران انتخاب شد و همچنين با تصميم‌ها و اقداماتي كه همواره منافع مردم را دنبال مي‌كرد مردم رفته‌رفته او را شناختند.

فضاي سياسي ايران فضاي بازي محسوب نمي شود و افراد نميتوانند بدون پشتوانه‌اي قوي به آن وارد شوند، ولي محمود احمدي‌نژاد خلاف اين موضوع را ثابت كرد. وي با كم‌ترين پشتوانه و با مشهوريت كم توانست رياست جمهوري ايران را به‌دست آورد.

 رسانه‌هاي جمعي ايران كه در آن روزها در ميان گروه اصلاح‌طلب و محافظه‌كار ايران گرفتار بودند، نام محمود احمدي‌نژاد را در اخبار مرتبط با انتخابات رياست جمهوري سال 2005، درج نمي‌كردند و تنها به نام‌هاي مشهوري مانند علي اكبر هاشمي رفسنجاني، ميرحسين موسوي، مهدي كروبي، حسن روحاني و... توجه داشتند.

در همين راستا گروه‌هايي در دانشگاه‌ها با هدف پيروزي محمود احمدي‌نژاد در انتخابات رياست جمهوري تشكيل شد ولي متأسفانه به دليل كمبود بودجه گروه احمدي‌نژاد حتي نتوانست پوستر و ديگر مسائل تبليغاتي مانند ديگر كانديداها را تهيه كند. سرانجام گروه احمدي‌نژاد تصميم گرفت تا فيلم ساده‌اي درباره فعاليت‌هاي روزانه محمود احمدي‌نژاد ساخته و به پخش آن بپردازد.

تمايز قابل توجه ميان تبليغات ديگر كانديداهاي رياست جمهوري ايران و محمود احمدي‌نژاد معنا و پيام خاصي را براي مردم ايران همراه داشت. از ديدگاه مردم بي‌آلايشي، صداقت و نشان دادن مسائل بصورت واقعي نقطه قوت گروه احمدي‌نژاد بود نه نقطه ضعف زيرا آنان صداقت و بي‌آلايشي را سرمشق كارهاي خود قرار داده بودند و اقدامات تبليغاتي آنها با ديگر كانديداها بسيار تفاوت داشت. به‌عنوان مثال علي اكبر هاشمي رفسنجاني فيلم تبليغاتي را به كارگرداني يكي از مشهورترين كارگردانان ايران ساخت و از پوسترها و عكس‌هاي تبليغاتي بسياري براي پيروزي در انتخابات استفاده نمود و يا كروبي و مصطفي معين كه بسيار مورد توجه رسانه‌ها قرار داشتند از رسانه‌هاي جمعي براي تبليغات انتخاباتي خود استفاده مي‌كردند. در انتخابات رياست جمهوري ايران محمود احمدي‌نژاد وابسته به هيچ حزب و يا گروهي نبود و به همين دليل وي براي مردم ايران انتخابي ايده‌آل به شمار مي رفت. ولي موضوع اصلي اين بود كه محمود احمدي‌نژاد به اندازه ديگر كانديداي رياست جمهوري سال 2005 ايران، مشهور نبود. او با شعار "مي‌شود و مي‌توانيم" به تبليغات ساده انتخاباتي خود ادامه داد و رفته‌رفته طرف‌داران زيادي را از حاميان گروه‌هاي مختلف در ايران از جمله گروه اصلاح‌طلب، گروه محافظه‌كار و انجمن‌هايي مانند جامعه اسلامي مهندسين و ائتلاف آبادگران ايران اسلامي را به سمت خود جذب كرد.

احمدي‌نژاد در سخنراني‌هاي انتخاباتيش خود را فردي اصول‌گرا معرفي و ملزم به پيروي از اصولها و مباني انقلاب اسلامي ايران معرفي نمود. احمدي‌نژاد تنها كانديداي رياست جمهوري ايران بود كه در سخنراني‌هاي خود ايجاد رابطه با آمريكا را منتفي مي‌دانست. روزهاي انتخابات يكي پس از ديگري مي‌گذشت و سرانجام روز انتخابات فرا رسيد. مردم ايران باشكوه و عظمت فراوان به پاي صندوق‌هاي رأي رفتند. مصاحبه‌هاي تلويزيوني كه از رأي‌دهندگان به عمل آمد نشان مي‌داد كساني كه به محمود احمدي‌نژاد رأي داده بودند از پيروزي وي در انتخابات رياست جمهوري مطمئن نبودند و شانس احمدي‌نژاد براي پيروزي در انتخابات را كمتر از ديگر كانديداهاي نامي آن دوره بسيار پايين مي‌دانستند. ولي نتايج رأي گيري امر ديگري را ثابت كرد. احمدي‌نژاد به‌عنوان نفر دوم و علي اكبر هاشمي رفسنجاني به‌عنوان نفر اول به دور دوم انتخابات راه يافتند و در دور دوم نيز احمدي‌نژاد توانست با كسب 61 درصد آراء به‌عنوان ششمين رئيس جمهور ايران انتخاب شود. انتخاب شدن احمدي‌نژاد به‌عنوان رئيس جمهور ايران موجب تعجب بسياري از صاحبنظران و تحليلگران مسائل سياسي شده بود كه چگونه يك كانديداي انتخابات رياست جمهوري به حداقل بودجه براي تبليغات و با توجه به شهرت و تجربه رقباي انتخاباتي خود توانست با قاطعيت در انتخابات رياست جمهوري پيروز شود.

همهمه انقلاب

محمود احمدي‌نژاد رئيس جمهور ايران شد. انتخاب وي به عنوان ششمين رئيس جمهور ايران يكي از انتخابات جنجال‌آفرين در ايران بود، زيرا احمدي‌نژاد فردي غيرروحاني با پيشينه سياسي نه چندان زياد و قدرت مالي كم توانسته بود دل مردم ايران را به دست آورد. احمدي‌نژاد يك انقلابي واقعي بود و كرسي رياست جمهوري نتوانست هيچ‌كدام از صفات مثبت او را تغيير دهد. اين فرد انقلابي كه سرمشق خود را امام خميني قرار داده بود با پيروزي خود در انتخابات رياست جمهوري ايران انقلاب جديدي را به پا كرده بود. البته انقلاب احمدي‌نژاد با انقلاب اسلامي ايران كه به رهبري امام خميني به پيروزي رسيد بسيار تفاوت داشت، زيرا آن انقلاب با هدف مبارزه با ظلم و برقراري عدالت صورت گرفته بود ولي هدف انقلاب محمود احمدي‌نژاد اين بود كه اهداف انقلاب اسلامي ايران را دنبال و به سرانجام برساند. احمدي‌نژاد زاده انقلاب اسلامي سال 1979 بود ولي او مي‌بايست براي دستيابي به اهداف انقلاب 1979 با شخصيت‌هاي بزرگ مبارزه كند. شخصيت‌هاي نام‌داري كه از انقلاب اسلامي سوء استفاده كرده و در پس نقاب آن به‌دنبال منافع خود بودند و باعث گسترش فقر، فساد مالي و عدم وجود عدالت اجتماعي در ايران مي‌شدند. احمدي‌نژاد معتقد بود براي دستيابي به به جامعه‌اي اسلامي كه در آن مردم از رفاه و عدالت اجتماعي برخوردار باشند مقامات كشور بايد از سطح زندگي مطابق با سطح زندگي ديگر مردم برخوردار باشند. وي ايمان داشت رهبر يك كشور بايد آيينه سطح زندگي مردم آن كشور باشد و همين نقطه نظرات احمدي‌نژاد باعث شد تا حدود 70 درصد از مردم ايران وي را به‌عنوان رئيس جمهور ايران انتخاب كنند.دولت احمدي‌نژاد پس از آغاز كار خود 4 هدف اصلي از جمله برقراري عدالت، توجه به نيازهاي فقرا، ارائه خدمات به تمام اقشار جامعه و دست‌يابي به پيشرفت‌هاي مادي و معنوي كشور و ملت را براي خود انتخاب نمود.

احمدي‌نژاد در راستاي كمك به مردم فقير ايران مواضع و اقدامات جديدي را اتخاذ كرد. به‌عنوان مثال وي ماليات اقشار ثروتمند ايران را افزايش داد تا اين ماليات صرف ساخت و ساز در مناطق محروم ايران شود. او معتقد از حاصل فروش نفت تمامي اقشار ايران بايد سود ببرند و در همين راستا احمدي‌نژاد پيشنهاد تأسيس حساب ملي عاشقان امام رضا را ارائه كرد تا بخشي از درآمد نفتي به اين حساب واريز شده تا اين پول صرف كمك به ازدواج جوانان، ايجاد اشتغال و... شود.

احمدي‌نژاد در تمامي تصميمات خود مانند يك انقلابي كامل اقدام مي‌كرد. مواضع او نه تنها در داخل كشور بلكه در سياست‌هاي خارجي ايران نيز بسيار قابل تقدير است. به‌عنوان مثال او تنها شخصي بود كه قوانين اروپا درباره ممنوعيت تكذيب هولوكاست را نقض كرد و با سخنان منطقي خود آن‌را زير سؤال برد. نقطه نظرات احمدي‌نژاد درباره هولوكاست بسيار عقلاني و صحيح بنظر مي‌رسيد. او معتقد بود كه "در صورتي كه هولوكاست واقعا اتفاق افتاده باشد، مگر نه اينكه اين واقعه در اروپا رخ داده است؟ پس چرا ملت فلسطين بايد پاسخگوي اين فاجعه باشد؟" در بحث هسته‌اي نيز موضع احمدي‌نژاد بسيار روشن بود. او با استناد به قوانين و توافقنامه‌هاي بين المللي، استفاده از انرژي هسته‌اي را حق مسلم ايران مي دانست و از غرب مي‌خواست تا با قبول پيشرفت هاي ايران در زمينه هسته‌اي دست از تهديد و تحريم بردارند زيرا تهديد و تحريم در برابر خواسته مردم ايران بي اثر خواهد بود. احمدي‌نژاد با بيان اينكه "اگر انرژي هسته‌اي خطرناك است پس چرا كشورهاي غربي از آن استفاده مي‌كنند؟ و اگر استفاده از اين انرژي مفيد است پس چرا ما نبايد از آن استفاده كنيم؟" كشورهاي غربي كه خود داراي ده ها راكتور و نيروگاه هسته‌اي مي‌باشند را به باد انتقاد مي‌گرفت و بار ديگر بر حق ايران در استفاده صلح‌آميز از انرژي هسته‌اي تأكيد مي‌كرد. آري اين محمود احمدي‌نژاد رئيس جمهور ايران است كه با سخنان، مواضع و اقدامات خود بسياري از مردم جهان از جمله مردم اندونزي را شيفته خود كرده است. تاريخ هيچ‌گاه از ياد نمي‌برد هنگامي‌كه محمود احمدي‌نژاد به اندونزي سفر نمود چه استقبال گرم و پر شوري از وي توسط اقشار مختلف جامعه بعمل آمد. تاريخ از ياد نمي‌برد كه دانشجويان اندونزي در هنگام سخنراني‌هاي احمدي‌نژاد در دانشگاه اندونزي و دانشگاه شريف هدايت‌الله چگونه از مواضع او حمايت مي‌كردند و رهبران جامعه خود را به الگوبرداري از محمود احمدي‌نژاد فرا مي‌خواندند.

ارسال شده توسط ماندستان در ساعت 17:18 |