تبليغاتX
ماندستان
                                               ماندستان





ایرانی ام ، خونم آریائی ، زبانم پارسی .
AriaTemp.ir
ایران من
سه شنبه سیزدهم مرداد 1388

سرفراز باشی میهن من

ارسال شده توسط ماندستان در ساعت 12:6 |
خيّر مدرسه‌ساز : سلام به احمدي‌نژاد عزیزتر از جانم+ فیلم
سه شنبه سیزدهم مرداد 1388

دیدار خیّرین مدرسه‌ساز با رئیس‌جمهور که 28/2/88 برگزار شد، حاشیه‌های متنوعی داشت.

به گزارش رجانیوز، یکی از تأثیرگذارترین بخش‌های این دیدار، سخنان کوتاه مادر پیر مدرسه‌ساز بود. متن و فیلم سخنان این خیّر مدرسه‌ساز در ادامه آمده است:

برای دیدن فیلم به لینک مراجعه کنید:

http://www.rajanews.com/detail.asp?id=30315

سلام خدمت آقای رئیس جمهور عزیز که عزیز تر از جانمه. به والله عزیزتر از جانم. بنده از موقعی که شما تشریف آوردید، هر جا می رویم استانها سفر، من با شما هستم. همه جا با شما هستم. شما پسر منی. به و الله پسر منی. خدا را قسم می خورم. خیلی علاقه دارم به شما. خیلی دعاتون می کنم. من شما را بیمه امام زمانتون کردم. روز اول هر ماه عربی (قمری) من برای شما صدقه می ذارم کنار. صدقه هامو کجا می برم؟ می برم معلولین وحدت، تو پاسداران. اینها بچه‏های عقب مانده هستند. 100 تا 80 تا بچه های کوچکند، بی سرپرستند، بزرگشان می کنم، من اونجا کار می کنم. مدیرشان می گوید، خانم برهانی اینها مال آقای دکتر احمدی نژاده؟ می گم بله همه صدقه های اونه.

شما رفتین سفر مالزی برگشتین سال 84 شما سخنرانی کردید که کمکم کنید دست به دست هم بدید کشور را بسازیم. من صحبتهای شما را پذیرفتم. فوری مدرسه ساختم. کجا؟ کیگا. 5کیلومتری امامزاده داوود. هرچی هم شما می گید از محبتتون من انجام می دم. خدا شاهده روزی نیست من شما را دعا نکنم. یعنی محبت خداست. خدا تو دل من گذاشته. یکدفعه شما در صحبتهایتان پارسال بود گفتید من تنهام، به علی قسم تا صبح نخوابیدم. گفتم مگه من مردم تو تنها باشی. به خدا گفتم که مگه من مردم شما تنها باشید (صلوات حضار) من هستم. خودم رو می کشم برات. آدم برات جمع می کنم. حالا هم ان شاءالله خوشبختیت رو می خوام. موفقیتتون رو می خوام. من هم خودم بچه کربلا هستم، بچه کربلام. من خیلی، خیلی علاقه دارم به شما، خیلی. همه اش هم دعاتون می کنم. تمام وقت دعاتون می کنم. ان شاءالله با خدا باشید. انشاءالله خدا نگهدارتون باشه.

ارسال شده توسط ماندستان در ساعت 12:2 |
برخی به دنبال تسویه حساب با احمدی‌نژاد هستند :
سه شنبه سیزدهم مرداد 1388
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی گفت: برخی از کسانی که در چهار سال گذشته بر اساس جهت گیری ولایت مدارانه احمدی نژاد منافع خود را از دست دادند، امروز به دنبال تسویه حساب با وی هستند.

حمید رسایی در گفت و گو با خبرنگار سیاسی ایرنا اظهار داشت: یکی از ویژگی های مثبت و مناسب سال های اخیر احمدی نژاد بحث ولایت پذیری وی بوده است تا آنجا که مقام معظم رهبری در خطبه های نماز جمعه فرمودند که سیاست ها و تفکرات احمدی نژاد نزدیک‌تر از بقیه به ایشان است.

عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی خاطر نشان ساخت: شالوده فکری احمدی نژاد براساس ولایت تثبیت شده است هر چند که چنین شخصیت هایی هم مصون از اشتباه نیستند.

این نماینده مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: ممکن است همین افراد هم تصمیماتی بگیرند که این تصمیماتشان هم اشتباه باشد اما این اشتباه به اصول انقلاب بر نمی گردد و از طرف رهبری هم تذکر داده می شود.

رسایی تاکید کرد: مکاتبه مقام معظم رهبری در تمام دوره ها با روسای جمهوری بوده و این اولین بار نبوده است که انجام شد.

عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در ادامه افزود: احمدی نژاد در مضون نامه مشایی هر چند با تعلل اما اجابت کردند اما این فاصله زمانی به معنای قبول نداشتن جایگاه رهبری و ولایت فقیه نیست. در حالی که در دوره های قبل در بدنه اجرایی کشور کسانی نفوذ کرده بودند که نه تنها با ولی فقیه بلکه با جایگاه ولایت فقیه هم دشمنی داشتند.

نماینده تهران اضافه کرد: در روزهای اخیر دیده شد افرادی که با جایگاه ولایت فقیه و شخص ولایت فقیه مشکل داشتند و نمی توانستند تحمل کنند این موضوع را در دستور کار خود قرار دادند. این بی انصافی در حق احمدی نژاد است که عده ای می خواهند احمدی نژاد را در برابر رهبری نشان دهند در حالی که عملکرد قبل و بعد از آنها از تقابل ایشان با رای ملت و جهت گیری های کلی رهبری حکایت می کند به طوری که در طول این چند هفته همواره مورد تشویق رادیو های بیگانه و شبکه های ضد انقلاب قرار گرفتند.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی افزود: متاسفانه برخی از کسانی که علنی یا در پشت پرده به حمایت از کاندیدای بنی صدر گونه انتخابات دهم پرداخته بودند و حتی علی رغم سابقه اصولگرایی شان حاضر شدند در فیلم انتخاباتی موسوی شرکت کنند، امروز احمدی نژاد را با بنی صدر مقایسه می کنند.

حمید رسایی در پایان گفت: نیروهای حزب الله در تثبیت ولایت مداری خود نباید با کسی تعارف داشته باشند همه باید بدانند که ملاک برای ما سیاست ها و جهت گیری های رهبری است اما در مواقع فتنه باید مراقب باشیم تا در پازل طراحی شده معاندان گرفتار نشویم و همه ما باید به انتظار بیانات رهبر معظم انقلاب در جلسه تنفیذ ریاست جمهوری اسلامی باشیم چرا که رهبری تعیین کننتده اصلی خطوط است.

ارسال شده توسط ماندستان در ساعت 11:33 |
اظهارات ابطحی شایسته تکذیب بود یا خطبه نماز جمعه؟
سه شنبه سیزدهم مرداد 1388

دیروز دادگاه عوامل دست دوم و برخی از پیاده نظام های اغتشاشات اخیر برگزار شد. تلاش زیادی برای عدم برگزاری این دادگاه و جلوگیری از طرح اعترافات امثال ابطحی ، عطریانفر ، تاجبخش ، بهاری و ... بکار رفت اما نهایتا اتفاقی که باید می افتاد ، افتاد . بازتاب این اعترافات بیش از آن که در سطح رسانه های اصولگرایان و حتی رسانه های ضد انقلاب بازتاب داشته باشد ، پایه های خیمه اصلاح طلبان را به لرزه انداخت و خانه عنکبوتی آنها را بر هم زد.

 اکنون سئوال مهم این است که آیا باید به بررسی عملکرد همین سطح از عوامل اغتشاش اکتفا کرد؟ آنچه مسلم است ، این که قطعا عوامل اصلی این اغتشاش باید به میز محاکمه کشانده شوند و پاسخگوی بیانیه ها ، سخنرانی ها ، نامه نگاری ها و ایماء و اشاره های خود باشند. من امثال بهزاد نبوی و تاج زاده و ابطحی را عوامل دست دوم این آشوب ها می دانم که بدون جلب رضایت برخی از شخصیت های سیاسی، هرگز جرأت پشتیبانی از چنین آشوب هایی را نداشتند. عوامل دست اول همان کسانی اند که حکم پدران معنوی برای این افراد را داشته اند. اما آیا آنها به پای میز سئوال و جواب کشیده می شوند؟

 در این بین اما روابط عمومی مجمع تشخیص مصلحت که در ماه های اخیر بیش ازآن که در اندیشه مصلحت نظام باشد در اندیشه مصلحت جریان نفاق جدید است ، اعترافات ابطحی در خصوص هم قسم شدن هاشمی با خاتمی و موسوی را رد کرد و اعلام داشت : « این خبر (هم قسم شدن سه نفر) از اساس کذب محض است و معلوم نیست در چه شرایط و ملاحظاتی بیان شده است.»

 مفهوم اطلاعیه روابط عمومی مجمع این است که پس دیگر اظهارات ابطحی در باره آقای هاشمی کذب محض نیست ! آنجا که ابطحی گفت :  "با رای 40 میلیونی در انتخابات 22 خرداد می توانستیم از مقتدرترین و صاحب نام ترین کشورهای صاحب دمکراسی باشیم اما با رفتاری که از سوی آقایان موسوی، خاتمی و هاشمی رفسنجانی بوجود آمد، نهایتا مردم آسیب دیدند ... از آقای هاشمی رفسنجانی گلایه دارم که به دلیل انتقام گیری از آقای احمدی نژاد و رهبری، با موسوی هم صدایی کردند ... هاشمی رفسنجانی هم موضع گیری انتقام جویانه نسبت به احمدی نژاد داشت و هم نوعی مقاومت و انتقام در برابر رهبری .نامه هاشمی رفسنجانی به رهبری نشانگر همین موضوع است ".

 باید از آقای هاشمی رفسنجانی پرسید که اگر تکذیبه شما در باره اظهارات ابطحی را بپذیریم ، با نامه تهدید آمیزتان خطاب به رهبری چه کنیم ؟ با خطبه های نماز جمعه شما که مورد استقبال شبکه های ضد انقلاب قرار گرفت چه کنیم ؟ آیا آنها را هم تکذیب می کنید ؟! اگر اظهارات ابطحی در دادگاه را فقط با این دو موضع علنی شما مقایسه کنیم ، بی شک اظهارات دیگر شما شایسته تر به تکذیب هستند تا اظهارات آقای ابطحی ...

ارسال شده توسط ماندستان در ساعت 11:31 |
برخي خواص در اين انتخابات مردود شدند :
سه شنبه سیزدهم مرداد 1388
   
حضرت آيت الله خامنه اي فرمودند: اين انتخابات برخي خواص را مردود كرد و برخي جوانان هم كه با صداقت و سلامت وارد ميدان شده بودند در مواردي اشتباه كردند.

به گزارش ثانيه نيوز به نقل از پايگاه اطلاع‌رساني دفتر مقام معظم ر هبري، در آستانه عيد عظيم و پربركت ميلاد منجي عالم بشريت، حضرت وليعصر، مهدي موعود ارواحنا لمقدمه فداه، مراسم تنفيذ حكم رياست جمهوري، صبح امروز در فضايي سرشار از شكوه و معنويت برگزار شد و رهبر معظم انقلاب اسلامي با تجليل از حضور چهل ميليوني ملت بزرگوار ايران در حماسه ماندگار 22 خرداد، با تنفيذ رأي ملت، آقاي احمدي نژاد را به رياست جمهوري منصوب كردند.

حضرت آيت الله خامنه‌اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در اين مراسم با تبريك ميلاد با سعادت حضرت وليعصر (عج) تقارن اين عيد بزرگ با مراسم تنفيذ حكم رياست جمهوري را امري مبارك دانستند و تأكيد كردند: پديده بديع، جذاب و تأمل برانگيز مردمسالاري ديني كه مبين تركيب شگفت آور حضور پرشور و جدي مردم در انتخابات و توجه و اهتمام همزمان آنان به معيارهاي اسلامي و الهي است پاسخي جدي به نيازهاي امروز جامعه بشري به شمار مي آيد.

ايشان با اشاره به عدم حضور مردم در تمامي صحنه هاي تصميم گيري دوران طاغوت، همكاري و حمايت مدعيان دمكراسي و حقوق بشر با رژيم ديكتاتور و موروثي قبل از انقلاب را يادآور شدند و افزودند: در پرتو انقلاب عظيم ملت، حضور مردم در صحنه و خشوع در مقابل احكام الهي، حقيقت واحدي به نام جمهوري اسلامي را شكل داده اند.

حضرت آيت الله خامنه اي بحث درباره اولويت داشتن جمهوريت يا اسلاميت را بحثي انحرافي و بي معنا دانستند و خاطرنشان كردند: جمهوريت و اسلاميت دو عنصر جدا از يكديگر نيستند چرا كه تكيه به مردم و احترام به خواست و رأي آنان، در دل اسلاميت و اتكاي به احكام الهي قرار دارد.

حضرت آيت الله خامنه اي حوادث و فراز و نشيبهاي سه دهه اخير را، اثبات كننده كارآمدي نظام جمهوري اسلامي خواندند و افزودند: برگزاري حدود 30 انتخابات با حضور گرايشهاي گوناگون سياسي در 30 سال اخير و انتخاب "اصل نظام، قانون اساسي و مديريتهاي اساسي كشور " با رأي مردم، نشان دهنده ظرفيت عظيمي است كه اكثر ناظران بيروني، حتي اگر غرضي نداشته باشند در درك و فهم آن ناتوان بوده اند.

رهبر انقلاب اسلامي انتقال توأم با آرامش و احترام قدرت و دست بدست شدن مسئوليتهاي اجرايي در سالهاي پس از پيروزي انقلاب را نشانه هايي از ظرفيت تحسين برانگيز نظام برشمردند و خاطرنشان كردند: در اين سالها در بخشي از مديريتها و عملكردهاي آنان گاه زاويه هايي با مباني نظام ديده شده است اما انقلاب با هضم دروني اين موارد عملاً آنها را در مسير گسترشِ تواناييهاي خود به كار گرفته و با افزايش ظرفيت و تجربه خود، با قدرت بيشتر به راه خود ادامه داده است.

ايشان مردم سالاري ديني و تركيب ذاتي اسلاميت و جمهوريت را راز ماندگاري و آسيب ناپذيري جمهوري اسلامي دانستند و تأكيد كردند: به فضل الهي و هوشياري مردم و مسئولان اين حقيقت مصونيت بخش، همواره حفظ خواهد شد.

بخش ديگري از سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامي در مراسم پرشكوه تنفيذ به تبيين پيامها و تجربه هاي مهم انتخابات مبارك 22 خرداد اختصاص داشت.

حضرت آيت الله خامنه اي اثبات قدرت نظام جمهوري اسلامي در جلب اعتماد ملت و بسيج توده ها را اولين پيام انتخابات بسيار مهم رياست جمهوري دانستند.

ايشان در همين زمينه افزودند: برخي در سالهاي پس از انقلاب منتظر بوده اند كه نظام اسلامي كهنه شود و از چشم مردم بيفتد اما انتخابات اخير و شكسته شدن نصابهاي جهاني حضورِ ملتها در انتخابات، اين حقيقت روشن را نشان داد كه نظام اسلامي پس از 30 سال در جلب اعتماد مردم و بسيج آنها موفق تر و قدرتمندتر شده است و اين حقيقت ناب نبايد با برخي قضاياي حاشيه اي انتخابات، از نظرها دور بماند.

حضرت آيت الله خامنه اي، وجود اعتماد متقابل ميان نظام و مردم را دومين پيام انتخابات 22 خرداد خواندند و خاطرنشان كردند: باز بودن عرصه براي به صحنه آمدن و گفتگو و بحث گرايشهاي گوناگون، نشانه اعتماد به نفس نظام اسلامي و اعتماد نظام به ملت بود.

ايشان در همين زمينه افزودند: مردم نيز متقابلاً به نظام اعتماد كردند و با ريختن آراي عظيم خود به صندوقها، توجه و اقبال ملت به نظام منتخب خود را اثبات كردند و اين واقعيت نشان مي دهد كسانيكه از بي اعتمادي مردم حرف مي زنند اگر از روي غرض ورزي نباشد از روي غفلت است.

حضرت آيت الله خامنه اي تأكيد كردند: اعتماد مردم سرمايه اصلي نظام است و از همه مسئولان و دست اندركاران بخشهاي مختلف انتظار جدي داريم كه با رفتار خود، اين اعتماد گرانقدر به طور مستمر افزايش دهند.

وجود نشاط و اميد در مردم، سومين نكته اي بود كه رهبر انقلاب به عنوان پيامهاي انتخابات اخير رياست جمهوري به آن پرداختند.

ايشان خاطرنشان كردند: دلِ افسرده و نااميد وارد عرصه انتخابات نمي شود و حضور پرشور جوانان و ديگر قشرها در پاي صندوقهاي رأي نشان دهنده اميدي است كه درباره آينده در جامعه وجود دارد.

رهبر انقلاب اسلامي پس از تبيين پيامهاي انتخابات 22 خرداد به بررسي تجربيات اين رويداد مهم پرداختند.

حضرت آيت‌الله خامنه اي با دعوت از مردم و آحاد مسئولان براي جدي گرفتن اين تجربيات افزودند: حوادث انتخابات جداً به ما هشدار مي دهد كه دشمن هميشه در كمين است و غفلت از ضربات احتمالي او حتي در بهترين شرايط، بسيار خطرناك است.

ايشان، برنامه و تلاش دشمن در ايجاد دغدغه و دردسر براي مردم را واقعيتي متكي بر اطلاعات دانستند و افزودند: تجربه مهم انتخابات 22 خرداد اين است كه اگر در عرصه سياسي و اجتماعي به يكديگر بدبين باشيم و به چشم دشمن به هم نگاه كنيم و اگر فكرو بصيرت نداشته باشيم، از سوي دشمنان حقيقي ضربه مي خوريم.

رهبر معظم انقلاب اسلامي تأكيد كردند: آحاد ملت، همه مسئولان، صاحبان گرايشهاي مختلف سياسي، دلبستگان به كشور و نظام، همه و همه بايد به معناي واقعي بيدار و هوشيار باشند كه البته ملت خوشبختانه هوشيار بود و نگذاشت دشمن در فضاي غبارآلود، به اهداف خود برسد.

حضرت آيت الله خامنه اي دشمنان را نيز به تجربه اندوزي از حوادث اخير دعوت كردند و تأكيد كردند: دشمن بداند كه با چه ملت و نظامي روبروست و تصور نكند با كارهاي پيش پا افتاده مي تواند ملت را به زانو درآورد.

رهبر انقلاب اسلامي در همين زمينه هشدار دادند: دشمنان در اين خيال نباشند كه با تقليد مغلوط از حضور عظيم مردم در انقلاب پرشكوه 1357 و در يك كاريكاتور از آن حركت عظيم، مي توانند به نظام اسلامي ضربه بزند چرا كه اين نظام مقتدر و ريشه دار با اين كارها شكست نخواهد خورد.

حضرت آيت الله خامنه اي، ايمان و هوشياري ملت را، مانع موفقيت دشمن خواندند و با اشاره به وجود نمونه هايي از سوءاستفاده از عقايد ديني مردم در تاريخ ايران تأكيد كردند: با مسجد ضرار و تقليد از امام بزرگواري كه از عمق دل و جان غرق قرآن بود نمي توان اين مردم آگاه را فريب داد چرا كه دل اين ملت، به نور ايمان روشن است.

سخنان رهبر انقلاب اسلامي در مراسم تنفيذ رئيس جمهور با تشريح امتحانهاي انتخابات 22 خرداد ادامه يافت.

ايشان ملت سرافراز ايران را برندگان و قبول شدگان اين امتحان عظيم الهي دانستند و خاطرنشان كردند: بسياري از مردم، جوانان و نخبگان براساس احساس وظيفه، ايمان و صداقت در اين انتخابات شركت كردند و بعد هم تسليم قانون بودند كه اينها برندگان اين امتحان بزرگ هستند.

رهبر انقلاب اسلامي مردود شدن برخي خواص در حوادث 2 ماهه اخير را، مورد اشاره قرار دادند و افزودند: اين انتخابات برخي خواص را مردود كرد و برخي جوانان هم كه با صداقت و سلامت وارد ميدان شده بودند در مواردي اشتباه كردند.

ايشان قدرشناسي عملي از نعمت بزرگ حضور ملت در صحنه را عرصه امتحان رئيس جمهور منتخب و ديگر مسئولان دانستند و افزودند: رئيس جمهور محترم كه از جانب ملت با رأي بالا و نصابي بي نظير به اين مسئوليت مهم گماشته شده است و همكاران او در دولت آينده بايد با قدرشناسي از اسلام و ايمان ملت همه توان و تلاش خود را براي حكومت به مردم و پيشبرد اهداف انقلابي بكار گيرند.

حضرت آيت الله خامنه اي در بخش پاياني سخنان خود نكاتي را درباره وظايف دولت آينده مطرح كردند.

ايشان سرفصلهاي سخنان دكتر احمدي نژاد در اين مراسم را متين و بجا برشمردند و تأكيد كردند: دولتي كه تشكيل خواهد شد بايد با برنامه ريزي و تكيه بر قانون، اين سرفصلها را عملياتي و اجرا كند.

ايشان تكيه بر برنامه قانون مداري و همكاري قواي سه گانه را از ضروريات شكرگذاري نعمت حضور مردم مؤمن ايران در عرصه انتخابات دانستند و دولت و مجلس و قوه قضاييه را به همدلي و ياري يكديگر فراخواندند.

حضرت آيت الله خامنه اي رئيس جمهور و دولت دهم را متعلق به آحاد ملت و همه رأي دهندگان انتخابات 22 خرداد خواندند و افزودند: اين واقعيت بايد در عمل و در برنامه ريزيها حتماً مورد توجه قرار گيرد.

ايشان با اشاره به علاقه مندان فراوان رئيس جمهور، خاطرنشان كردند: به موازات اين علاقمندان 2 دسته ديگر هستند كه بايد مورد توجه و محاسبه قرار گيرند مخالفان عصباني و زخم خورده كه در 4 سال آينده به معارضه با دولت ادامه مي دهند و منتقداني كه با نظام و رئيس جمهور دشمني ندارند و بايد ديدگاهها و نظرات آنان را مورد توجه قرار داد و من اميدوارم اينگونه عمل شود.

رهبر انقلاب اسلامي همچنين با تأكيد بر ضرورت كمك و حمايت از كسانيكه در حوادث اخير آسيبهاي جاني، مالي و احياناً آسيب حيثيتي و آبرويي ديده اند افزودند: بايد از آسيب ديدگان حمايت كرد و آسيب زنندگان را هركسي باشند شناسايي كرد و مورد مؤاخذه قرار داد.

حضرت آيت الله خامنه اي در پايان سخنانشان، امكانات فراوان طبيعي، مادي و انساني ايران عزيز را خاطرنشان كردند و افزودند: نيازها و عقب ماندگيهاي فراواني نيز وجود دارد كه بايد با استمرار تلاش و سختكوشي رئيس جمهور و همكارانش و كمك و ياري همه سليقه هاي مختلف و حتي منتقدان دولت و انجام شدن كارهاي بزرگ و ماندگار، اين نيازها برطرف شود و حركت عظيم نظام به سمت تحقق اهداف والاي ملت ادامه يابد.

در اين مراسم آقاي دكتر احمدي نژاد رئيس جمهوري اسلامي ايران طي سخناني سرفصل ها و اولويتهاي حركت دولت دهم را در چهار سال آينده بيان كرد.

رئيس جمهور با تبيين تفاوت دموكراسي هاي غربي و نظام مردم سالاري ديني، ثروت، حزب، و تبليغات پر حجم و پيچيده رسانه اي براي كسب قدرت را چارچوب اصلي دموكراسي هاي رايج غرب دانست و گفت در نظام مردم سالاري ديني، نقش واقعي و اصيل براي مردم است.

آقاي احمدي نژاد با تأكيد بر اينكه تشكيل نظام جمهوري اسلامي و حضور مردم در انتخابات مختلف در 30 سال گذشته تجلي بارز نظام مردم سالاري ديني است، خاطرنشان كرد: مردم هوشيار و آگاه ايران در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري با حضور 40 ميليوني خود در انتخابات و اعمال اراده خود، تأثير ناپذيري از تبليغات و جنگ رواني كم سابقه بدخواهان را نشان دادند و بار ديگر گفتمان انقلاب اسلامي و راه امام (ره) را برگزيدند.

رئيس جمهور با تجليل و قدرداني از همه آحاد مردم و نخبگان حوزه و دانشگاه و همچنين جوانان، نوجوانان و بانوان به دليل حضور مقتدرانه و هوشمندانه در صحنه انتخابات رياست جمهوري تصريح كرد: دولت برآمده از متن مردم است و دولت خود را خادم 70 ميليون ايراني و 40 ميليون رأي دهنده مي داند.

آقاي احمدي نژاد خاطرنشان كرد: اينجانب خود را متعلق به همه مردم و خادم آنان مي دانم و همه 40 ميليون ايراني رأي دهنده، در خلق اين حماسه، مفتخر و آحاد ملت ايران، عزيز هستند.

وي با تأكيد بر اينكه ايران اسلامي وارد دوران جديدي شده و در آستانه يك جهش بزرگ و همه جانبه قرار گرفته است، گفت انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري بار ديگر ظرفيت ملي كشور را براي حركت تكاملي به سمت تعالي و پيشرفت نشان داد و همه بايد دست در دست هم و با عزمي راسخ، و با استفاده از تجربيات 30 سال گذشته، ايران اسلامي را به الگويي نمونه تبديل كنيم.

رئيس جمهور عدالت را اصل ثابت و محور اصلي همه برنامه ها و اقدامات دانست و افزود: همه مردم شهروند درجه يك و در برابر قانون مساوي هستند و هيچ فرد يا گروهي نبايد خود را فراتر از مردم و قانون بداند و بخواهد به منافع عمومي دست اندازي كند.

آقاي احمدي نژاد احترام به مردم و رعايت حقوق آنان، خدمت بي منت به مردم،پاكدستي، صداقت، شجاعت، مهرورزي، و دفاع از مظلومان از ديگر ويژگيهاي اصلي دولت اسلامي برشمرد و خاطرنشان كرد: هيچ عاملي، مانع رشد و تعالي ايران اسلامي نخواهد بود و اراده ملت بر اراده همه بدخواهان غلبه خواهد كرد.
وي افزود: نمونه بارز غلبه اراده ملت، در موضوع هسته اي است كه هرچه فشارها را بيشتر كردند، ملت مصمم تر شد و با اراده خود گامهاي بزرگي برداشت و در اوج تحريم ها، ماهواره اميد را نيز به فضا پرتاب كرد.

رئيس جمهور سپس به اولويتهاي كاري دولت دهم در بخشهاي فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي، و سياست خارجي اشاره كرد و گفت: مفاخر علمي، ادبي و هنري و نخبگان حوزه و دانشگاه موتورهاي حركت جامعه هستند و حضور آنان در برنامه ريزيها نقش آفرين خواهد بود.

آقاي احمدي نژاد تأكيد كرد: اينجانب از همه افراد به ويژه نخبگان براي مشاركت فعال و همدل به منظور برنامه ريزي و اداره كشور دعوت مي كنم.

رئيس جمهور با تأكيد بر اينكه حركت شتابان به سوي پيشرفت و تعالي نيازمند تجديد نظر در برخي ساختارها بويژه ساختارهاي اقتصادي است، گفت: طرح تحول اقتصادي يكي از طرحهاي بزرگ براي حل مشكلات اقتصادي است كه مقدمه آن اصلاح نظام بانكي، اصلاح نظام مالياتي و نظام توزيع، ارتقاي ارزش پول ملي، و هدفمند كردن يارانه ها است.

آقاي احمدي نژاد، حل مشكل اشتغال و مسكن بويژه براي جوانان، توجه به توليد ملي و توليد ثروت ملي را از اولويتهاي اقتصادي دولت دهم برشمرد و خاطرنشان كرد: فضاي عمومي جامعه بايد فضاي همراه با آرامش و امنيت، صداقت، نشاط و شادابي باشد و همبستگي ملي در كشور حفظ شود.

وي درخصوص سياست خارجي دولت دهم نيز تأكيد كرد: حضور فعال و قدرتمند در عرصه جهاني و مشاركت در مديريت جهاني سرلوحه سياست خارجي دولت خواهد بود.

رئيس جمهور با اشاره به اظهارات خصمانه چند دولت زورگو در دوران انتخابات و بعد از آن افزود: ملت ايران، اهل منطق و گفتگو بر پايه كرامت و عدالت است اما هرگز بي صداقتي، خودخواهي، و بي ادبي را تحمل نخواهد كرد.

آقاي احمدي‌نژاد تأكيد كرد: اگر اين دولتها گذشته را جبران كنند شايد راهي به دايره دوستي ملت ايران داشته باشند.

رئيس جمهور در پايان با گراميداشت ياد و خاطره شهداي گرانقدر انقلاب اسلامي و امام راحل (ره)، از رهنمودهاي حكيمانه رهبر معظم انقلاب اسلامي و استواري ستودني ايشان در جريان انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري و بعد از آن، تشكر و قدرداني كرد.
ارسال شده توسط ماندستان در ساعت 11:20 |
مردودشدگان را بشناسیم ؟
سه شنبه سیزدهم مرداد 1388

دیروز مراسم تنفیذ ریاست جمهوری همچون گذشته با حضور مسؤولان کشوری و لشکری برگزار شد. مقام معظم رهبری در این مراسم رأی ملت را رأی به تلاش و ساده‌زیستی و گفتمان انقلاب اسلامی دانستند و با تقسیم جامعه به سه بخش مردم، خواص وظیفه شناس و خواص مردود شده، چشم‌انداز چهار سال آینده را توأم با آرامش ندانستند.

به گزارش ثانيه‏نيوز، مقام معظم رهبری نمره مردم را نمره قبولی دانستند اما برخی از نخبگان را مردود شده دانستند و فرمودند بخشی از مردودین، چهار سال آینده دولت را رها نخواهند کرد و از رئیس‌جمهور خواستند تا هم برای قاطبه مردم و هم منتقدان که دشمن نیستند و هم مردود‌شدگانی که دولت را رها نخواهند کرد برنامه داشته باشند. آنطور که از کلام رهبری برمی‌آید مردودشدگان کسانی هستند که قابل ارجاع به حادثه تاریخی مسجد ضرارند و مدعی راه امام، بنابراین پیچیدگی برخورد با چنین پدیده‌ای دوچندان خواهد شد. اما آنهایی که در تعبیر مقام معظم رهبری در چهار سال آینده دولت را رها نخواهند کرد چه کسانی هستند و چه می‌خواهند. حسین مرعشی دو روز پیش اعلام کرد آقای هاشمی علاقه‌مند به حضور در مراسم تنفیذ هستند اما شرط آن این است که احمدی‌نژاد سخنان خود را پس بگیرد. از طرفی آقای هاشمی در نامه سرگشاده‌ای که به مقام معظم رهبری ارسال کردند آتش شعله را برافروخته دانستند و از طرفی به احمدی‌نژاد در حاشیه مراسم سالگرد ارتحال امام گوشزد کرده بودند که فرزندان من رها نخواهند کرد (نقل به مضمون) و ...

از طرفی شکست‌خوردگان انتخابات که در طراحی حوادث پس از انتخابات باز با عدم همراهی مردم شکست مجدد خوردند ساکت نخواهند بود، چرا؟ آیا همه مشکل به رفتار احمدی‌نژاد برمی‌گردد؟ آقای موسوی در مصاحبه با نشریه تایمز در تاریخ 21/3/88 رسماً و صریحاً اعلام کرد که «انتخابات بخشی از این تغییر است و بخش‌های دیگر ادامه خواهد یافت و هیچ عقبگردی در کار نخواهد بود» و در بیانیه شماره پنج خود نیز می‌نویسد:«چون به صحنه می‌نگرم آن را فراتر از تحمل یک دولت... می‌دانم» بنابراین مسأله مسأله اشتباه احمدی‌نژاد نیست که اگر این‌گونه فرض کنیم به مسیری انحرافی کشیده شده‌ایم. همه قرائن و شواهد دو ماه گذشته، عدم تحریم انتخابات توسط گروهک‌های ضد انقلاب و اعترافات اصلاح‌طلبان در افشای توطئه‌ها از یک سو و رد هرگونه تقلب 11 میلیونی از سوی دیگر نشان می‌دهد که توطئه طراحی شده عقیم مانده است. این عقیم‌ماندگی در عدم شناخت و بی‌اطلاعی از سه چیز اساسی است:

 1- نقش رهبري دینی در جامعه ايران
2- فرهنگ و انديشه تشيع
3- تفاوت 30 درصدي آرای احمدی‌نژاد نسبت به موسوی كه خود فرياد بلندي بر رد تقلب است.

امروز پرده‌ها فرو افتاده است. براي كسي كه حيثيت خود را بر باد رفته مي‌داند، تفاوتي ندارد كه در رودخانه عميق غرق مي‌شود يا استخري به عمق دو متر. پرده كه فرو افتاد و عرياني عيان گشت «حيای سياسي» از ميدان به در مي‌رود و نفاق به دشمني تبديل شده و قطب بندي‌ها شكل مي‌گيرد.

رهبر فرزانه انقلاب فرمودند؛ انتخابات اخير اين تجربه را به همراه داشته كه در اوج اقتدار هم مي‌توان آسيب‌پذير بود، بنابراين حزب‌الله و خواص امت بايد از امروز طبل بيدار باش خود را آماده نگه دارد و همچون دوران دفاع مقدس هر لحظه آماده برهم ريختن خطوط مقدم دشمن باشد. اين ميدان، ميدان دفاع نيست دفاع مربوط به متهم است. اين ميدان،‌ميدان هجوم است . اندكي ديگر بايد غربالگری ادامه يابد، آنگاه دانه‌‌درشت‌ها همان‌ها كه خنجر خود را در قلب اعتماد مردم به نظام فرو بردند، به محاكمه عادلانه طلبيده شوند و اگر دیروز طراحي مي‌‌كردند تا واژه «تقلب» را آنقدر تكرار كنند كه همه باور كنند، امروز نوبت حزب‌الله مظلوم و مردم رنج كشيده است كه مکرر مطالبه کند«کو اسناد تقلب». در اين راستا آنچه نبايد فراموش شود اين است كه القا كنندگان به موسوي همچنان آزادند و از پاسخگويي در امان مانده‌اند. شناسايي آنان امري پيچيده نيست و نياز به اقدامات امنيتي و اطلاعاتي ندارد. كافي است به اعترافات ابطحي مراجعه و آنان كه كميته صيانت تشكيل دادند و آنان كه مدعي بودند اگر موسوي هزار سند براي تقلب بخواهد ارائه مي‌دهيم امروز بايد به ميز محاكمه فراخوانده شوند. اگر به فرموده رهبر انقلاب، نظام به خاطر مصلحت در اين ماجرا (ابطال) عقب‌نشيني نکرد امروز نيز نبايد نظام به خاطر مصلحت، گردنكشان مدعي و بي‌منطق را آسوده گذارد، اين مطالبه ملت است.

ارسال شده توسط ماندستان در ساعت 11:19 |
ماجراى مسجد ضرار چه بود؟
سه شنبه سیزدهم مرداد 1388
 
رهبر معظم انقلاب روز گذشته در مراسم تنفيذ حكم رئيس جمهور در بيان تجارب انتخابات ۲۲ خرداد،   پس از آنكه دشمنان نظام اسلامى را به تجربه اندوزى از حوادث اخير دعوت كردند،   ايمان و هوشيارى ملت را،   مانع موفقيت دشمن خواندند و با اشاره به وجود نمونه هايى از سوءاستفاده از عقايد دينى مردم در تاريخ ايران تاكيد كردند:   با مسجد ضرار و تقليد از امام بزرگوارى كه از عمق دل و جان غرق قرآن بود نمى توان اين مردم آگاه را فريب داد چرا كه دل اين ملت،   به نور ايمان روشن است. براى آگاهى خوانندگان محترم روزنامه جوان از حوادث مسجد ضرار و نحوه برخورد پيامبراكرم(ص) با جريان نفاق با نگاهى گذرا به بازخوانى اين حادثه تاريخى پرداختيم كه با هم مرور مى كنيم.

جريان نفاق كه در مكه شكل گرفت، پس از هجرت پيامبر(ص) به مدينه و تشكيل حكومت اسلامى، داراى تشكل و همبستگى بيشتر گرديده و در سراسر دوران رسالت پيامبر(ص) در مدينه، دست به اقدامات، فعاليتها و عملكردهاى خطرناك و تخريبى عليه اسلام، پيامبر(ص) و مسلمانان زدند.

بى ترديد جريان نفاق براى انسجام بخشيدن به فعاليت هايشان نياز به يك پايگاه داشتند تا درآنجا گردهم آمده،   دسيسه ها،   توطئه ها و ديگر اقداماتشان را عليه  اسلام و مسلمانان سازماندهى نمايند؛ از اين رو به فكر تاسيس مركز تصميم گيرى شان نيز از آن سود جستند. آنان اين مركز را در قالب مسجد احداث نمودند تا عنوان مسجد،   پوششى براى فعاليت هاى خرابكارانه آنان باشد،مسجدى كه در تاريخ اسلام به مسجد ضرار شهرت يافت.

داستان احداث اين مسجد در منابع اين گونه آمده است كه سه طايفه از بنى عوف بنى عمربن عوف،   بنى سالم بن عوف و بنى غنم بن عوف در قبا زندگى مى كردند؛ بنى عمربن عوف با ورود اسلام به مدينه از اسلام استقبال كردند و مهاجران را در خانه هايشان جا دادند و قطعه زمينى را براى ساختن مسجد هديه كردند كه به مسجد بنى عمربن عوف يا مسجد قبا شناخته شد. آنان پس از احداث مسجد،   از رسول خدا خواستند با نماز خواندن در آنجا آن را افتتاح نمايد،   رسول گرامى اسلام نيز مسجد قبا را با نماز خواندن در آن افتتاح نمود.   پس از اين جريان پسر عموهايشان از بنى سالم و بنى غنم بن عوف كه با شك و ترديد،   مسلمان شده بودند و هنوز نفاق در دل هايشان وجود داشت،   نسبت به پسرعموهايشان در مورد مسجد قبا حسادت ورزيدند.

ازاين رو عده اى از منافقان اين دو طايفه (بنى سالم و بنى غنم)كه پانزده نفر بودند،   در كنار مسجد قبا،   مسجد ديگرى ساختند تا در آنجا جمع شده براى توطئه كردن عليه مسلمين مركز و پايگاهى داشته باشند؛ پس از پايان يافتن كار احداث مسجد،   نزد رسول خدا(ص) آمدند و ازآن حضرت خواستند مسجدى را كه بنا نموده بودند،   افتتاح نمايد. حضرت كه درحال تجهيز سپاه براى رفتن به غزوه تبوك بود،   اظهار داشت كه پس از برگشتن از جنگ آن را افتتاح خواهدكرد.

پس از بازگشت پيامبر اعظم(ص) ازغزوه تبوك،   خداوند از طريق وحى اهداف و انگيزه هاى منافقان را از بناى مسجد به آن حضرت خبر داد،   وقتى رسول خدا (ص) از سوء نيت منافقين آگاه شد،   نه تنها در آن مسجد نماز نخواند،   بلكه فرمان داد تا آن را از بيخ و بن بر كنند و بسوزانند. قرآن كريم اهداف و انگيزه هاى منافقان را از احداث مسجد ضرار اين گونه بر مى شمارد:   «والذين اتخذوا مسجداً ضراراً و كفراً و تفريقاً بين المؤمنين و ارصاداً لمن حارب الله و رسوله من قبل وليحلفنّ اناردنا الاالحسنى والله يشهد انّهم لكاذبون» كسانى كه براى زيان رساندن به مسلمانان،   تقويت كفر،   تفرقه افكنى ميان مؤمنان وكمين گاه ساختن براى كسى كه از پيش با خدا و پيامبرش مبارزه كرده بود،   مسجدى ساختند؛ آنان سوگند ياد مى كنند كه جز نيكى و خدمت،   نظرى نداشته ايم،   اما خداوند گواهى مى دهد كه آنها دروغگو هستند. بنابراين قرآن كريم اهداف شوم جريان نفاق را از احداث مسجد ضرار در چهار قسمت خلاصه مى كند:

۱- ضرر رساندن به مسلمانان:
آنان برخلاف ادعايشان كه هدف ازبناى مسجد را تامين منافع مسلمانان وكمك به بيماران و از كار افتادگان قلمداد مى كردند،   درصدد ضرر رساندن به مسلمانان،   نابودى اسلام،   پيامبر(ص)ومسلمانان بودند (والذين اتخذوا مسجداً ضراراً).

۲- تقويت مبانى كفر:
آنان مى خواستند مبانى كفر را تقويت نموده،   مردم را به وضعيت قبل از اسلام كه همان شرك و كفر است، بازگردانند (وكفراً).

۳- ايجاد تفرقه ميان مسلمانان:
مى خواستند ميان صفوف مسلمانان تفرقه ايجاد نمايند،   زيرا با اجتماع گروهى دراين مسجد،   مسجد قبا كه نزديك آن بود يا مسجد پيامبر(ص)،   ازرونق مى افتاد. (وتفريقاً بين المؤمنين).

۴- ايجاد پايگاه براى دشمنان خدا و رسول: 
 آنان مى خواستند مركز و پايگاه و كانونى براى كسى كه با خدا وپيامبرش مبارزه كرده بود وسوابق سوءاش براى همگان روشن بود،   بسازند تا از اين پايگاه برنامه هاى خويش را عملى سازند. (وارصاداً لمن حارب الله و رسوله من قبل)
ارسال شده توسط ماندستان در ساعت 11:18 |
سخنان منتشر نشده احمدي‌نژاد در مورد اتفاقات اخیر :
شنبه دهم مرداد 1388
 دکتر محمود احمدي‌نژاد در هفته گذشته در جلسه‏ای با دبيران تشکل‏های دانشجویی در مورد اتفاقات اخیر توضیحاتی داد که در ادامه بخش‏هایی از آن سخنان با اندکی تغییر می‏آید.

به گزارش خبرنگار ثانیه‏نیوز، محمود احمدي‌نژاد رییس‏جمهور در جلسه‏ای با دبيران تشکل‏های دانشجویی در مورد اتفاقات اخیر گفت: مشايي آنگونه كه شما تصور مي ‌كنيد نيست. حرف‌هايي كه شما در مورد مشايي مي‌ زنيد همان حرف‌هايي است كه […] در مورد وي مي ‌زند مثلا مي ‌گويد كه او سر سفره يك ظرف براي امام زمان(عج) خالي مي ‌گذارد و مسائلي از اين دست و یا...

رییس‏جمهور پیشنهاد کرد: شما بهتر است جلسه‌اي با مشايي داشته باشيد و حرف‌هايتان را بگوييد و حرف‌هاي وي را نيز بشنويد و آن موقع خواهيد فهميد كه درباره ايشان اشتباه مي‌كنيد.

وی افزود: : يك گروه از سوي مسولین قوه قضاییه و گروه ديگري از جای دیگر مأموريت يافتند تا در مورد مشايي تحقيق كنند ولي بعد از تحقيقات آنها هيچ مستندي در مورد مشايي گير نياوردند و هيچ تخلف اثبات شده‌اي در مورد وی وجود ندارد.

احمدي‌نژاد اضافه کرد: مشايي جزو كساني است كه از ابتداي انقلاب تا به حال در گوشه گوشه انقلاب حاضر بوده و كارنامه بسيار خوبي دارد، ضمن اينكه بايد سطح كار وي را در مقايسه با ديگران در نظر بگيريد و عملكردش در حوزه گردشگري را با دوره‌هاي قبل مقايسه كنيد.

وی ادامه داد: مشايي فرد خوش‌فكري است و شبانه‌روز در خدمت دولت بوده و هست و حتي گاهي ساعت 2 نيمه شب از سفر خارجي برمي‌ گشت، اما تماس مي‌ گرفت و مي ‌گفت چه كاري نياز است كه انجام دهم یعنی همواره از خدمت‏گزاری به مردم کوتاهی ندارد.

رییس‏جمهور یادآور شد: برويد ببينيد كه در جلسه هيئت دولت در كردستان كه در حضور مقام معظم رهبري برگزار شد، همه اعضا صحبت مي‌ كنند و مشايي هم صحبت مي ‌كند؛ اما سطح سخنان او با سايرين چقدر تفاوت دارد.

احمدي‌نژاد تاکید کرد: رهبری معظم فرمودند که مشایی در جایگاه معاونت رییس‏جمهور نباشند و ما اطاعت کردیم لیکن عده‌اي از مخالفین بر خلاف سخنان اخیر رهبری بازهم موضوع مشايي را مطرح مي‌ كنند تا به من فشار بياورند.

خبرنگار ثانیه‏نیوز از ادامه این جلسه گزارش داد، رییس‏جمهور در مورد دستور حكم رهبري براي رعایت مصلحت در انتصاب مشايي  به معاون اولی گفت: من خدمت مقام معظم رهبري رسيدم و توضیحاتی دادم که قرار شد کارهایی انجام شود اما بعد از آن نامه توسط برخی نمایندگان محترم، درز پيدا كرد.

وی افزود: بعد از آن، بهتر تشخیص داده شد که نامه منتشر شود و بعد از آن اقدام كنیم و پس از آن نيز وي را به سمت رياست دفتر خودم انتخاب كردم.

احمدي‌نژاد تاکید کرد: رابطه بنده به عنوان رئيس‌جمهور با رهبري با رابطه شما با ايشان متفاوت است.

وي درباره عزل محمد حسین صفارهرندي اظهار داشت: تصمیم گرفته شد دفتر رياست‌جمهوري به وزرای محترمی كه قرار نيست در دولت دهم حضور داشته باشند، اطلاع داده تا آمادگی لازم را داشته باشند و برادر عزیزم آقای صفارهرندي نيز جزو آن دسته از وزرايي بود كه به وي اطلاع داده شده بود كه در دولت دهم حضور ندارد.

وی افزود: بارها به آقاي صفارهرندي، عرض کردم كه تعدادي از معاونانش را تغيير دهد چون در جهت اهداف دولت و مطالبات مردم و متدینین از دولت حركت نمي‌كردند، اما اين‏گونه نشد و مي‌بينيد كه عملكرد ایشان را کمتر كسي قبول دارد و نمي‌ گويند كه او بايد در وزارتخانه باقي بماند.

به گزارش خبرنگار ثانیه‏نیوز، رئيس‌جمهور در خصوص عزل محسنی‏اژه‌اي نیز گفت: موضوع عزل جناب آقای اژه‌اي يك فرآیند دو ساله داشته و ربطي به مسئله جاری ندارد... به ایشان در این دو سال، با شواهد مشخص توصيه کردم دو نفر از معاونان خود را تغيير دهد اما به اين كار مبادرت نورزيده است... ضمن اينكه در موضوع هاله اسفندياري هم خوب عمل نكرد و من به او گفتم كه چرا رفتاری می‏کنید که مورد تمسخر واقع شوید؟، يك پيرزن 70 ساله را گرفته‌ايد مي ‌گوييد مي  خواهد انقلاب مخملي راه بيندازد در حالي‏كه عاملان انقلاب مخملي كسان ديگري هستند و بايد آنها به مردم معرفي شوند.

وی ادامه داد: در موضوع پرتقال‌هاي اسرائيلي نيز با وجود اينكه عاملان اصلي اين اقدام مشخص بودند، به آقای اژه‌اي گفتم كه بايد با اينها برخورد شود ولي وي گفت كه نمي توانيم با آنها برخورد كنيم.

 احمدي‌نژاد یادآور شد: از دو هفته پيش از اغتشاشات، وزارت خارجه اطلاع داد كه افراد زيادي از انگليس به ايران مي ‌آيند و اين کاملا مشكوك است اما وزارت محترم اطلاعات اين موضوع را پيگيري نكرد و در اغتشاشات ضعيف عمل كرد که در برخی موارد اهمال مشهود بود.

رئيس‌جمهور، فعالیت برخی جریان‏های سیاسی در انتخابات دهم و بعد از آن را مورد اشاره قرار داد و اظهار داشت: در زمينه تحركات آن‌ها در ايام پيش از انتخابات، وزارت اطلاعات حتي يك برگ گزارش به من نداد، حتي از برخی بزرگان هم پرسيدم كه آيا وزارت به شما در اين زمينه گزارشي داده است؟‌ كه گفتند گزارشي دريافت نكرده بودند. در حالي‏كه مخالفین، يك برنامه‌ريزي چندين ساله براي اين انتخابات كرده بودند.

 دکتر احمدي‌نژاد سناریوی مدیریت مجلس هشتم را مورد واکاوی قرار داد و گفت: برخي اعضاي مجلس مي‌خواهند بين ارکان نظام و دولت،اختلاف بيندازند و همچنين چهره برخی روسای دولت‏های گذشته را در افكار عمومي بازسازي كنند.
 
ارسال شده توسط ماندستان در ساعت 13:1 |
آقای احمدی نژاد شما مقصرید:
پنجشنبه هشتم مرداد 1388

آقای احمدی نژاد شما مقصرید!! این مطالب مجموعه کوچکی از قصورهای شما در زمان سه سال و اندی از حضورتان در راس امور اجرائی کشور است!

شما مقصرید: برای اینکه گفتمان انقلاب را دوباره حاکم کردید! پیشرفت خوبی در انحراف از معیارهای انقلاب کرده بودیم که شما مانند اجل معلق سر رسیدید و تمام رشته ها را پنبه کردید!!

شما مقصرید: برای اینکه شعار عدالت سر دادید! کجای این مملکت بی عدالتی و تبعیض است که شما داعی مبارزه با ان هستید؟!همه به آن چیز که حقشان است رسیده اند٬ حق بعضی ها ویلای شمال و بعضی دیگر کپر نشین در روستاهای کرمان! ۷۰ ٪ ثروت و منابع ملی و در آمد های نفتی در دست ۳۰٪ و بقیه... آیا اینها بی عدالتی است؟! 

شما مقصرید: برای اینکه می خواهید باچیزی به نام مافیای اقتصادی مبارزه کنید  چیزی که ساخته و پرداخته ذهن شماست و توهمی پیش نیست! ما اصلا در کشور مافیا نداریم آن هم از نوع اقتصادی! این همه قاچاق ٬ دزدی٬ رانت خواری و... همه فیلم است! بهانه ای است برای شما که ضعف مدیریت اجرایی خود را در لوای آن بپوشانید!!

شما مقصرید: برای اینکه در سیاست های خارجی خود روش هجومی را در پیش گرفته آرمانهای انقلاب و امام رحمت الله را در این عرصه احیاکردید! تازه پایمان به کاخ الیزه باز شده بود ! تازه داشتند فرش قرمز در اروپا برایمان پهن می کردند! آنقدر پیشرفت کرده بودیم که جناب بوش شخصا برای مقامات ما دستور صدور ویزا می داد تا صدایی متفاوت از صدای جمهوری اسلامی بشنود!!

شما مقصرید: زیرا بر روی حقوق هسته ای ما ایستاده اید!حاصل ادامه غنی سازیتان تصیب سه قطعنامه علیه کشورمان شد .   چرا با تعلیق غنی سازی جلوی چنین مصیبتی را نگرفتید؟! اصلا وقتی می توانیم از انرژی های دیگر بهره ببریم چرا دنبال دردسر رفته و انرژی هسته ای را دنبال کنیم؟

شما مقصرید: برای اینکه ترویج فرهنگ مهدویت می کنید!حتی در ابتدای در سخنرانی سازمان ملل و در هر جای دیگر از این دنیا چرا افعال خود را تحت عنایت امام زمان عج  می پندارید؟

آقای رئیس جمهور  شما آنقدر مقصرید که نمی توان همه موارد را در این چند سطر عنوان کرد مانند رسیدگی به بازنشستگان خانواده های معظم شهدا و ایثار گران ٬سهمیه بندی بنزین ٬سهام عدالت هدفمند کردن یارانه ها ٬طرح مسکن مهر ٬اتمام پروژه هاینیمه تمام عمرانی و چند صد قصور دیگر! آنقدر به بیراهه رفته اید که هم اکنون مجبوریم برای نجات کشور از دست شما                                                                                

ارسال شده توسط ماندستان در ساعت 15:31 |
!... لذت احمدی نژادی بودن ...!
پنجشنبه هشتم مرداد 1388
برای ما که از وقتی خودمان را شناختیم وضعیت و شکل جهان آن گونه نبود که می خواستیم و غرق در صفحات کتاب ها و تاریخ و با مداقه و غور در روایات و احادیث آرمان شهری را می جستیم و در ذهن خود آن را شیرین شیرین مرور می کردیم در کنار و همراه دکتر احمدی نژاد بودن لذتی شگرف است.

لذت ایستادن در کنار مردی که شبیه سیاست مداران عصا قورت داده نیست و کلی دشمن از میان اصحاب قدرت دارد و اهالی پشت پرده – پشت پرده ی هر چیزی – و روشنفکران لب کبود و زیر چشم سیاه هپروتی که تمام دل خوشی شان خواندن شعری بی سر وته در جمعی حداکثر ۴نفر و نصفی است از او متنفرند و روزنامه ها هر روز دروغی جدید برایش می بافند!

تو نمی دانی در یکی از حساس ترین لحظات تاریخ این سرزمین عزیز چه شور شیرینی است ایستادن در کنار مرد ی بی تکلف و ساده و با ایمان که غرب و صهیو نیست ها با او سر ستیز دارند و اصحاب قدرت و ثروت در داخل نیز می خواهند به هر قیمتی – به هر قیمتی ها ! – دولتش را زمین بزنند !

این تحقق همان آرزوی عزیزی است که از نو جوانی سودای مابود: ایستادن  و مردانه ایستادن در گروهی که هر روز اهالی قدرت غرق دروغ و اتهامش می کنند و استکبار با تمام توان قصد فرو پاشی اش را دارد.

آن رییس دفتر اسبق و تپل مپل ماضی استمرای چه  خبر دارد از  مادر شهید پیری که پس از تقلای فراوان  خود را به دکتر رساند و شانه اش را بوسید و گفت : فقط برا خدا قوت آمدم عزیز! فقط برا خدا قوت… و چه می دانند آنان که دستشان از رانت ها کوتاه شده از غرور پرتاب ماهواره با زمزمه نام مولایمان و  لبخند شیرین روستایی که سهام عدالت دریافت کرده و…وچه می دانند ازآن جوانان و نوجوانانی که در سفر های استانی در مسیر حرکت می ایستند و بعد چشم های نازنیشان برقی می زند و با شوق می گویند:ایناهاش خودشه احمدی نژاد….ببین برام دست تکون داد…

روز ها ی پیش رو روز های بیشتر تهمت شنیدن و بیشتر تمسخر شدن و بیشتر دروغ شنیدن است و آن که حقیرانه هر روز چاهی بر سر راه ملت می کند و از هیچ ترفند و توطئه ای بر علیه خادم عزیز ملت فرو گذار نیست چه می داند ما سر بر آورده از آرمان و آرزویی دیرین لحظه لحظه ی این جهاد مقدس را سر خوشانه نیوش می کنیم و …و نمی دانند چه لذتی دارد در کنار احمدی نژاد بودن!

ارسال شده توسط ماندستان در ساعت 15:29 |
دانلود کلیپ :
پنجشنبه هشتم مرداد 1388

شعر طنز پيرامون دکتر احمدي نژاد

 

شعر طنز همايش خود جوش دانشجويي حمايت از احمدي نژاد

(شعر از اسدي ميثم سعيدي)

 

زکات فرهنگشو پس نداده           با خانم هاي غربي دست  نداده

 

فکري براي رفع تنش نکرده           با دخترک ها خوش و بش نکرده

 

دانلود کليپ صوتي 976 کيلو بايت

 

دانلود کليپ تصويري 3.7 مگا بايت

ارسال شده توسط ماندستان در ساعت 15:28 |
نامه تاريخي امام(ره) به منتظري :
پنجشنبه هشتم مرداد 1388
"و الله قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولي در آن وقت شما را ساده‌لوح مي‌دانستم كه مدير و مدبر نبوديد ولي شخصي بوديد
رويدادها و حوادثي كه در گذر زمان، رخ مي دهد و پس از چندي به مسئله اي به نام «تاريخ» تبديل مي شود، اگر همراه با روشنگري وبازكاوي هوشمندانه نباشد، گردي به نام «تحريف» بر تارك تاريخ مي نشاند كه نه تاريخ كه «شبح تاريخ» نام دارد و در واقع «دستكاري در تاريخ» و «قلب حقيقت به نفع واقعيت!» خواهد بود.

امام راحل (ره) هوشمندانه چنين روزهايي را مي ديد كه هشدار داد: «ما كه هنوز در قيد حيات هستيم و مسائل جاري ايران را كه در پيش چشم همه ما به روشني اتفاق افتاده است، دنبال مي كنيم، فرصت طلبان و منفعت پيشگان را مي بينيم كه با قلم و بيان بدون هراس از هرگونه رسوايي، مسائل ديني و نهضت اسلامي را برخلاف واقع جلوه مي دهند و به حكم مخالفت با اساس نمي خواهند واقعيت را تصديق كنند و قدرت اسلام را نمي توانند ببينند، و شكي نيست كه اين نوشتجات بي اساس به اسم تاريخ در نسل هاي آينده، آثار بسيار ناگواري دارد. درست آنچه را امروز براي ما روشن و واضح است، براي نسل هاي آينده مبهم مي باشد؛ و تاريخ، روشنگر نسل هاي آينده است، و امروز قلم هاي مسموم در صدد تحريف واقعيات هستند، بايد نويسندگان امين اين قلم ها را بشكنند.» (صحيفه نور جلد 3- ص 435)

لازم به توضيح است كه حضرت امام با وجود اصرار زياد بر انتشار اين نامه از رسانه ها، با تقاضا و صلاحديد مسئولان كشور مبني بر عدم انتشار در آن زمان موافق فرمودند. با اين حال، براي اولين بار نسخه اي از آن توسط حجت الاسلام فاكر در اختيار روزنامه جمهوري اسلامي قرار گرفت و در تاريخ 1/9/76 در روزنامه مذكور به چاپ رسيد و مورد تأييد دفتر نشر آثار امام نيز قرار گرفت و در سال 1378 در ضمن كتاب صحيفه امام به چاپ رسيد.

نامه به آقاي منتظري "عدم صلاحيت براي تصدي رهبري نظام جمهوري اسلامي "

(جلد 21- صفحه 330) نامه

زمان: 6 فروردين 1368 / 18 شعبان 1409

مكان: تهران، جماران

موضوع: عدم صلاحيت براي تصدي رهبري نظام جمهوري اسلامي

مخاطب: منتظري، حسين علي

بسم الله الرحمن الرحيم

جناب آقاي منتظري

با دلي پر خون و قلبي شكسته چند كلمه‌اي برايتان مي‌نويسم تا مردم روزي در جريان امر قرار گيرند. شما در نامه اخيرتان نوشته‌ايد كه نظر تو را شرعاً بر نظر خود مقدم مي‌دانم؛ خدا را در نظر مي‌گيرم و مسائلي را گوشزد مي‌كنم. از آنجا كه روشن شده است كه شما اين كشور و انقلاب اسلامي عزيز مردم مسلمان ايران را پس از من به دست ليبرال‌ها و از كانال آنها به منافقين مي‌سپاريد، صلاحيت و مشروعيت رهبري آينده نظام را از دست داده‌ايد. شما در اكثر نامه‌ها و صحبت‌ها و موضعگيري‌هايتان نشان داديد كه معتقديد ليبرال‌ها و منافقين بايد بر كشور حكومت كنند. به قدري مطالبي كه مي‌گفتيد ديكته شده منافقين بود كه من فايده‌اي براي جواب به آنها نمي‌ديدم. مثلا در همين دفاعيه شما از منافقين تعداد بسيار معدودي كه در جنگ مسلحانه عليه اسلام و انقلاب محكوم به اعدام شده بودند را منافقين از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و مي‌بينيد كه چه خدمت ارزنده‌اي به استكبار كرده‌ايد. در مساله مهدي هاشمي قاتل، شما او را از همه متدينين متدين‌تر مي‌دانستيد و با اينكه برايتان ثابت شده بود كه او قاتل است مرتب پيغام مي‌داديد كه او را نكشيد. از قضاياي مثل قضيه مهدي هاشمي كه بسيار است و من حال بازگو كردن تمامي آنها را ندارم. شما از اين پس وكيل من نمي‌باشيد و به طلابي كه پول براي شما مي‌آورند بگوييد به قم منزل آقاي پسنديده و يا در تهران به جماران مراجعه كنند. بحمد الله از اين پس شما مساله مالي هم نداريد. اگر شما نظر من را شرعاً
مقدم بر نظر خود مي‌دانيد -كه مسلماً منافقين صلاح نمي‌دانند و شما مشغول به نوشتن چيزهايي مي‌شويد كه آخرتتان را خراب‌تر مي‌كند-، با دلي شكسته و سينه‌اي گداخته از آتش بي‌مهري‌ها با اتكا به خداوند متعال به شما كه حاصل عمر من بوديد چند نصيحت مي‌كنم ديگر خود دانيد:

1 - سعي كنيد افراد بيت خود را عوض كنيد تا سهم مبارك امام بر حلقوم منافقين و گروه مهدي هاشمي و ليبرال‌ها نريزد.

2 - از آنجا كه ساده‌لوح هستيد و سريعاً تحريك مي‌شويد در هيچ كار سياسي دخالت نكنيد، شايد خدا از سر تقصيرات شما بگذرد.

3 - ديگر نه براي من نامه بنويسيد و نه اجازه دهيد منافقين هر چه اسرار مملكت است را به راديوهاي بيگانه دهند.

4 - نامه‌ها و سخنراني‌هاي منافقين كه به وسيله شما از رسانه‌هاي گروهي به مردم مي‌رسيد؛ ضربات سنگيني بر اسلام و انقلاب زد و موجب خيانتي بزرگ به سربازان گمنام امام زمان -روحي له الفدا- و خون‌هاي پاك شهداي اسلام و انقلاب گرديد؛ براي اينكه در قعر جهنم نسوزيد خود اعتراف به اشتباه و گناه كنيد، شايد خدا كمكتان كند.

و الله قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولي در آن وقت شما را ساده‌لوح مي‌دانستم كه مدير و مدبر نبوديد ولي شخصي بوديد تحصيل‌كرده كه مفيد براي حوزه‌هاي علميه بوديد و اگر اين گونه كارهاتان را ادامه دهيد مسلما تكليف ديگري دارم و مي‌دانيد كه از تكليف خود سرپيچي نمي‌كنم. و الله قسم، من با نخست‌وزيري بازرگان مخالف بودم ولي او را هم آدم خوبي مي‌دانستم. و الله قسم، من راي به رياست جمهوري بني‌صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذيرفتم.

سخني از سر درد و رنج و با دلي شكسته و پر از غم و اندوه با مردم عزيزمان دارم: من با خداي خود عهد كردم كه از بدي افرادي كه مكلف به اغماض آن نيستم هرگز چشم‌پوشي نكنم. من با خداي خود پيمان بسته‌ام كه رضاي او را بر رضاي مردم و دوستان مقدم دارم؛ اگر تمام جهان عليه من قيام كنند دست از حق و حقيقت برنمي‌دارم.

من كار به تاريخ و آنچه اتفاق مي‌افتد ندارم؛ من تنها بايد به وظيفه شرعي خود عمل كنم. من بعد از خدا با مردم خوب و شريف و نجيب پيمان بسته‌ام كه واقعيات را در موقع مناسبش با آنها در ميان گذارم. تاريخ اسلام پر است از خيانت بزرگانش به اسلام؛ سعي كنند تحت تاثير دروغ‌هاي ديكته شده كه اين روزها راديوهاي بيگانه آن را با شوق و شور و شعف پخش مي‌كنند نگردند. از خدا مي‌خواهم كه به پدر پير مردم عزيز ايران صبر و تحمل عطا فرمايد و او را بخشيده و از اين دنيا ببرد تا طعم تلخ خيانت دوستان را بيش از اين نچشد. ما همه راضي هستيم به رضايت او؛ از خود كه چيزي نداريم، هر چه هست اوست. و السلام.

يكشنبه 6 / 1 / 68

روح‌الله الموسوي الخميني
ارسال شده توسط ماندستان در ساعت 12:29 |
رنج‌نامه سرلشكر فيروزآبادي درباره انتخابات :
پنجشنبه هشتم مرداد 1388
 
متن كامل رنج‌نامه سردار سرلشكر فيروزآبادي رئيس ستادكل نيروهاي مسلح و عضو شوراي عالي امنيت ملي بدين شرح است:
بسم‌الله الرحمن الرحيم
اللهم نرغب اليك في‌ دوله كريمه
تعز به الاسلام و اهله
و تذل به النقاق و اهله
"حمد باد خداوندي را كه آفريدگار بندگان است و گستراننده زمين است و روان كننده آبهاست به پستي‌ها و روياننده گياهان است بر بلنديها اوليتش را آغازي نيست و ازليتش را پاياني نيست. اول است بي‌هيچ زوالي، باقي است بي‌هيچ مدتي. پيشاني‌ها در برابر او بر خاكند و لبها به ذكر وحدانيت او در جنبش. "
با اين مقدمه اجازه مي‌خواهم عرض كنم: يا صاحب الزمان سلام عليكم
سلام خدا و ملائك بر تو و بر پدران طيب و طاهرت. سلام بر جد بزرگوار پيامبر اعظم و بر جد مظلومت شير خدا امير مومنان. سلام بر جد مظلومه پهلو شكسته اول شهيده راه ولايت حضرت زهرا سلام بر عموي دل شكسته مغموم و مظلوم و مسموميت امام مجتبي، سلام بر پدر غريب و مظلوم و لب تشنه‌ات سيد الشهداء و بر خون پاك او و خاندان شهيد و اصحاب بي نظيرش. سلام بر پدران معصوم و مظلوم و شهيدت از امام سجاد تا امام حسن عسكري، سلام بر نايب بزرگوارت خميني بت شكن، سلام بر شهيدان اسلام از عصر رسول الله (ص) تا عصر روح الله و تا امروز، عصر سيد مظلوم و استوار نائبت سيد علي خامنه‌اي عزيز و سلام بر امت مسلمان و امت خاص و آزاده‌ات ايرانيان سرافراز، مراجع عظام تقليد، روحانيت معزز و خانواده بزرگوار شهيدان و ايثارگران.
مهدي جان، آقا! مي‌دانيم آنچه تو مي‌داني . تو شاهد و ناظر مايي و در ميان مايي. اما دلمان مي‌خواهد با شما درد دل كنم، با روح بلند خميني كبير، با ارواح مطهر شهيدان، با نائبت خامنه اي عزيز. مي‌دانم آنچه مي‌گويم در برابر آنچه بر شما اهل بيت عصمت و طهارت گذشت و آنچه بر خميني كبير گذشت و آنچه بر خامنه اي بزرگوار مي‌گذرد چيزي نيست. آيا در طول تاريخ مي‌توان كسي يا كساني را يافت كه بيش از خاندان پاك شما سابقه شهادت، آزادگي، جانبازي و ايثار داشته باشد؟ و بيش از شما ظلم ديده باشند؟ هرگز، هرگز! هنوز صداي علي (ع) در گوشمان است كه مي‌فرمود: "به خدا سوگند كه از انتساب هيچ منكري به من خودداري ننمودند و در رفتار ميان من و خود رعايت انصاف نكردند ايشان حقي را طلب مي‌كنند كه خود آن را واگذاشتند و خوني را مي‌خواهند كه خود آن را ريخته اند " و امام خميني (ره) در برابر موج ترورهاي يارانش فرمود: "ما را بكشيد، ملت ما بيدارتر مي‌شود " و خامنه‌اي عزيز در برابر آنان ايستاد و فرمود: "ما در برابر شما كاري حسيني خواهيم كرد " و جان خود را براي فدا كردن در راه شما و دين جدتان ناقابل خواند.
با اين وجود يا صاحب الزمان باز مي‌خواهم با شما سخن بگويم و حرف هايم را با شما در ميان گذارم. آري در عهد الست با خداي مهربان پيمان بسته بودم كه با روح الله باشم. با عشق به خاندان پاك شما پرورش يافتم، در همان دوران سياه دين ستيزي ستم شاهي، روحانيون عزيز و پاك دامن به ما ياد دادند كه امام زمان داريم. او خواهد آمد، ظلم و ظالمان را درهم مي‌كوبد، داد مظلومان را مي‌گيرد، عدل و داد بر پا مي‌كند و جهان را آباد مي‌كند، پس آگاهانه منتظرش باش.
به من آموختند كه در غياب او نائبش را درياب. از همان طفوليت براي مظلوميت جدت امام حسين (ع) سينه زدم، زنجير زدم و بر غربت و مظلوميتش اشك ريختم. آموختم كه تاريخ تكرار شدني است و عبرت هاي عاشورا راه نجات. روزگار نوجواني و آغاز جواني‌ام در سپيده روزگار سپري شد، تا آن كه حسين زمان خروشيد، ولايت فقيه در چهره نوراني امام خميني (ره) طلوع كرد و انقلاب شد. من و همه كسانم به ميدان آمديم. اگر چه عاشورايي ديگر به پا شد، اما ملت ايران نگذارد حسين تنها بماند. هزينه‌ داديم. برادران و خواهرانم را به زندان افكندند. پدران و مادران و برادران و خواهرانم را در ميدان ژاله كشتند. به فيضيه و دانشگاه حمله كردند و برادران دانش آموزم را در 13 آبان‌ها به رگبار بستند. اما ايستاديم. تا سرانجام خون‌هاي ما ايرانيان بر شمشير‌هاي يزيديان زمان پيروز شد.
خميني روح خدا بازگشت و بر قلب‌هاي من و همه كسانم در سرتاسر سرزمين شهيدان فرود آمد؛ ياريش كرديم و به عهد خويش وفادار مانديم تا فجر انقلاب دميد و حكومت حق طلوع كرد. خميني خبرگان ملت را خواند و قانون اساسي را برآوردند و ميثاق ميان ملت ما كردند جمهوري اسلامي ايران قد برافراشت.
امام بسرعت ابتكارات خدمت و محرومان و ايثارگران را به صدور احكام مبارك تشكيل بنياد شهيد، كميته امداد و جهاد سازندگي به ميدان آوردند و مردم مشغول خدمت و سازندگي شدند و با روشن بيني براي پاسداري از انقلاب، سپاه را تشكيل و جوانان را به بسيج فراخواندند.
مهدي جان هنوز شهد شيرين پيروزي انقلاب و خدمت به محرومان در كاممان ننشسته بود كه تمام شرك و كفر نفاق از استكبار غرب و شرق گرفته تا مزدوران منطقه‌اي و عوامل خود فروخته داخلي آنها در برابر اين نظام نو پاي حق جبهه گرفته و جنگ احزاب تازه‌اي به پا كردند. براي استكبار و در راس آن آمريكا اين دشمن سر سخت بشريت و آزادگي، نه تنها از دست دادن منابع و ثروت ايران، بلكه ايجاد كانون اميد و آزادي براي مسلمانان و تمام مستضعفان جهان، خاري بود كه در چشم مستكبران فرو رفته بود.
هنوز جشن و شادي انقلاب در ميان بود كه آمريكا و غرب و احزاب شرك و كفر و نفاق به فرمان اربابان خود هر گوشه ايران را، كردستان را، گنبد را، خوزستان را، آمل را، تهران را و ... را به صحنه‌هاي سخت جنگ رواني و تجزيه طلبي و در واقع با هدف، نابودي انقلاب اسلامي و نظام تبديل كردند. اما ملت ايران از پير و جوانان و زن و مرد بسيج شدند. چون امام فرموده بود من و ما به صحنه آمديم. من و ما به دفاع از امام و انقلاب برخاستيم و شعارمان اين بود تا خون در رگ ماست، خميني رهبر ماست و خوني كه در رگ ماست، هديه به رهبر ماست.
از آن پس حزب اللهي و بسيجي خوانده شديم و از اين افتخار احساس غرور مي كرديم. منافقان و مرتدان ديدند تا من و ما به عشق تو "يا صاحب الزمان " و به عشق نائبت خميني در صحنه ايستاده ايم راه به جايي نخواهند برد، بر ما يورش آوردند و تا توانستند توهين و تحقير و ناسزا نثارمان كردند. حزب اللهي و بسيجي را مورد حملات نيرنگ و چماق و تفنگ قرار دادند.
گروهك‌ها و خائنان مزدور و بقاياي رژيم طاغوت كه به بركت رحمت انقلاب آزاد شده بودند، به جاي سپاس از انقلاب اسلامي در تلاش تجزيه ايران، خطه كردستان را به خاك و خون كشيدند. چقدر از برادران بسيجي و جهاديم و آحاد مردم حزب اللهي و فدائيان انقلاب كه از گلوله‌هاي سفاكان رژيم طاغوت جان بدر برده بودند، چون آقا يشان حسين (ع) سربريده شدند.
دشمن چون ايستادگي ما را ديد در همان حال جبهه ‌اي ديگر گشود. جلاد خونخوار و قدرت طلب بعثي بغداد را واداشت تا جنگي همه جانبه با ام القراي عالم اسلام تحميل كند. نقشه دقيق بود، از خارج و داخل كشور، انقلاب و امام را هدف قرار داده بودند. اگر لطف الهي و عنايات تو يا صاحب الزمان به اين ملت ايران نبود، نظام اسلامي را مي‌ربودند. اين بار هم ملت ما بسيج شد. من و ما به جبهه رفتيم حتي پدر و مادر و خواهران، جبهه و پشت جبهه را پر كرديم. اگر نبود خيانت بني صدر مزدور كه سلاح را از ما دريغ داشته بود، خرمشهر، بستان، هويزه، مهران و قصر شيرين به چنگ دشمن نمي‌افتاد و جهان آرا و يارانش در خرمشهر و حسين علم الهدي و دانشجويان همرزمش در هويزه، مظلومانه شهيد نمي‌شدند.
مهدي جان، آقاي من. سال 60 چه سالي بود همچون سال 61 هجري، ايران كربلا شد. آتش و خون، انفجار و ترور، سال عزاهاي عمومي پي در پي. يك پاي بسيجي در جبهه و جنگ با دشمن خارجي بود و پاي ديگرش در شهرها براي مبارزه با گروهك‌هاي ضد انقلاب و عواملي داخلي شورشي استكبار. در ميان ملت منتظر ظهور اگر چه بسيجي يك واژه بيش نبود. اما دريايي معنا يافت. بسيجي يعني عاشق و عارف و شاهد. يعني حسيني، علوي، زهرائي، يعني آحاد ملت ولايي ايران، ولايتي كه سرچشمه اش علي است و صاحب امروزش شما مهدي جان و اميرش ولايت فقيه، خميني كبير و خامنه‌‌اي عزيز.
آري بسيجي يعني حافظ اسلام و ميهن، از ميان ملت و پشتيبان مردم، دشمن ستيز و يار مظلومان، بصير و آگاه هوشيار و بيدار، و با اخلاص، پيشتاز در علم و فناوري و پيشرفت، محب وطن و محبوب امام. آري بسيجي جان بر كف است و بي ادعا... كه در رودخانه‌ امامت وضو گرفته است و از سرچشمه‌هاي جوشان روحانيت نوشيده است و در راه كربلاي حسين قامت بسته است.
30 خرداد سال 60 منافقان كوردل به فرمان اربابان خود از جنگ رواني به جنگ تروريستي روي آوردند و با اين خروج، به خوارج مبدل گشتند. آنگاه اين كوردلان، بزرگان حزب الله و ياورانشان يعني بسيجي‌ها و مردم حق مدار كوچه و بازار را هدف گرفتند. خامنه‌اي را در خانه خدا ترور كردند، فاجعه هفت تير و هشت شهريور را پديد آوردند، اگر چه بهشتي و بهشتيان را كشتند و حزب اللهي و بسيجي را ربودند و سوزاندند و شهيد كردند، اما نتوانستند ايمان و اراده ملت ما را بشكنند. با خون پاك آنان نقاب از چهره كريه منافق و خوارج برداشته شد و نااهلان رخنه كرده در صفوف انقلاب و مديريت كشور رسوا و فراري شدند و به آغوش اربابان جنايتكار خود در اروپا و آمريكا پناه بردند و سپس به كمك صدام ملعون شتافتند و يا در لاك خود مترصد فرصت ماندند. در آن اوضاع و احوال بسيجي اميدش به خدا بود و عشقش به امام.. از آن پس يك جبهه مانده بود و آن هم جنگ تحميلي و دفاع مقدس بود.
آري مردم شريف و شهيد پرور ايران عزيز با امدادهاي غيبي الهي و هدايت محسوب و ملموس بقيه الله الاعظم (عج) پيروزي‌هاي بزرگ فتح المبين، بيت المقدس، خيبر‌ها، و ‌الفجر هشت ها را نيروي مسلح با پشتوانه خود شما و بسيج رقم زدند و در رمضان و بدر و كربلاي چهار و پنج، اين اجساد تكه تكه شده برادرانم بود كه دشمن را ناكام گذاشت. خون بسيجي با خون طلبه و ارتشي و سپاهي و جهادي و عشاير بهم آميخت و همه با هم فدا شدند تا يك وجب از خاك پاك ايران جدا نشود.
خاكي كه به بركت انقلاب به نظام اسلامي مقدس شده بود و ام القراي عالم اسلام شد همچون مدينه النبي (ص).
آري بسيجي پيرو عشق بود و دل او براي عزت اسلام و ميهن اسلامي مي‌طپد و در راه آن و آزادي ميهن سرافرازش ايران، از جان خويش مايه گذاشت و در اين راه اسارت در چنگال صدام جلاد و غربت سخت سال هاي اسارت را به جان خريد. او مصمم به حضور در صحنه بود تا رفع كل فتنه در عالم... بسيجي تمام وجودش امام بود و انقلاب و هر آنچه را در مقابل اين دو مي‌ديد، بر نمي‌تابيد، دفاع او و همرزمانش در جنگ تحميلي هشت ساله خصم را به فرار و هزيمت واداشت آنگاه كه در روزهاي پاياني جنگ بسيجيان احساس كردند امامشان غصه به دل دارد، مرگ خود را از خدا خواستند. بسيجي با غصه‌هاي امام غصه دار بود با لبخند‌هايش شاد.
آن گاه جان بسيجي به لب آمد كه امام به لقاء حق تعالي پيوست در غم فراغ امام، ايران سوخت. تا آن كه مرهمي بر دل سوخته خود يافته و سيد علي جانشين امام شد. بسيجي، خميني را در خامنه‌اي يافت و ملت ايران شعار داد خامنه اي خميني ديگر است، ولايتش ولايت حيدر است.
امام رفته بود، جنگ پايان يافته بود. دوراني ديگر آغاز شد. به جز آقا و بسيج كسي ديگر به تفكر بسيجي نمي انديشيد. گويي بسيجي فقط براي جنگ بود، گاهي بسيجي چيز‌هايي مي ديد كه نمي‌پسنديد. رهبري در اين وضعيت مردم و مسئولان را هشدار داد. مسئول فرهنگي دولت به جاي اقدام، استعفا داد. بسيجي نا آرام بود، رنج مي‌برد بسيجي خون به دل، ولي اميدوار و منتظر باقي ماند...
و يا باز هم دوره‌اي ديگر از دل تهاجم فرهنگي زائيده شد. و اين دوره را رهبر عزيز ما شبيخون فرهنگي ناميد، در اين دوره برخي از گردانندگان امور، پشت كرده به گذشته تابناك انقلاب و شرمنده از ايثار و شهادت امت! خواهان پيوستن به دهكده جهاني و كدخدايي عمو سام بودند، خواهان گفتگو با غارتگران و متجاوزان به حقوق آزادگان و مشغول انتقاد و حمله به ارزش‌هاي انقلاب و آزادي و امام و ولايت فقيه و روحانيت بودند. با وجود همه ناملايمات و بي مهري ها بسيجي گوش به فرمان رهبر عزيز انقلاب ضمن دفاع از ارزش‌ها و با خون دل در حوزه توليد علم و نهضت نرم افزاري همراه با خلاقيت به آرمان‌هاي انقلاب و رسيدن به اقتدار و مرجعيت علمي مي‌انديشيد.
مع الاسف در اين فضا از سوي عده‌اي، بسيج نه تنها ناهمگون و ناسازگار كه مخرب تلقي شد، تفكر بسيجي خطرناك خوانده شد، همانها كه دم از تحمل مخالف مي زدند و شعار زنده باد مخالف من مي دادند خواهان مرگ تفكر بسيجي شدند. از اصلاحات اساسي خود حذف بسيج و تفكر بسيجي را دنبال مي كردند و شاهد اينكه جهاد سازندگي از ابتكار بزرگ امام براي خدمت به محرومان و روستائيان و عشاير بود به جرم تفكر بسيجي بسته شد و جهادگران پراكنده شدند.
بسيجي را كه به هر قيمت در برابر جنگ با ارزش‌ها و شبيخون فرهنگي ايستاده بود گروه فشار خواندند و نابودي‌اش را شعار دادند، آنان ريشه نظام را هدف گرفته بودند و بسيج و آحاد مردم متدين و انقلابي را مانع بزرگ راه خويش مي‌ديدند چند بار فاجعه به پا كردند حرمت‌ها دريدند، به مقدسات توهين كردند، آتش افروختند و دشمن را اميدوار ساختند و در جنايتي كه خود پديد آورده بودند، بسيجي را مقصر ناميدند و مظلوم نمايي كردند و طلبكار شدند.
در آن غربت سخت بسيج، بسيجيان ماندند و آقا، رهبري بود كه از چند سال پيش خطر را حس كرده بود و از تهاجم فرهنگي گفته بود و خود براي مقابله با آن به صحنه آمده بود. ولي فقيه به نشانه حضور در اين ميدان جنگ با ارزش‌ها چفيه بسيجي را بر دوش انداخت، آقا، اگر چه از سوي بعضي خواص و مدعيان! ياري نشد اما مردم بسيجي را داشت كه چون او دغدغه‌ها داشتند. خون دل ها خورده شد، رنج‌ها برديم تا چنان شد كه دشمن و پياده نظامش ناكام گشتند و ارزش‌هاي انقلاب باقي مانده "فاما الزيد فيذهب جفاء ".
دوران اميدهاي واهي دشمن براي تحريف انقلاب و خط امام گذشت. خورشيد انقلاب از پس ابرهاي تيره مجددا پديدار گشت. بسيج از غربت خويش بيرون آمد. اميدها بازگشت، رهبر ما سيد علي ديگر تنها نبود، او شاد و مسرور از احياي گفتمان اول انقلاب بود. بسيج كه جان گرفت، ايران بسيجي شد، كه اين خار تازه‌اي شد كه به چشم ديگر استكبار فرو مي‌رفت. استكبار كه اميد خود به نابودي نظام را بر باد رفته مي‌ديد جبهه اي از زيان ديده‌هاي از حاكميت بسيجي، اعم از ضد انقلاب‌هاي قديمي و عناصر استحاله شده، پديد آورد كه وجه اشتراك همه آنان دشمني با بسيج و تفكر بسيج و بيداري ملت بود.
اين جبهه با هدايت استكبار، جنگ خود را در پوشش انتخابات دهم رياست جمهوري آغاز كرد و چون با حضور جانانه چهل ميليوني مردم نتوانست طرفي ببرد، بيشتر عصباني شد و در پي فتنه‌اي تلخ تر بر آمد، فتنه‌اي با ظاهري مخملي و باطني خشك و زبر و خشن كه فرهنگ و مردم سرزمينم را هدف قرار داده بود، تصادفي نبود كه در 30 خرداد 88، 30 خرداد سال 60 را بازسازي كردند. با تخريب، كشتار و آشوب به پايگاه‌هاي بسيج و مسجد خدا يورش آوردند.
در 30 خرداد آشوبگران و منافقان با چهره‌اي جديد كه چندان هم بي ارتباط با منافقان سابق نيستند، بر ملت يورش آوردند. زخم تركش‌هاي جنگ تحميلي و جاي گلوله‌هاي منافقان و از خدا بي خبران ديروز را اين بار در كوچه و بازار و تن بسيجيان و نيروهاي انتظامي - اين حافظان امنيت مردم با قمه و ضربات سنگ و شعله‌هاي آتش، گشودند به پاي مصنوعي و سينه خسته جانبازان و حتي بانوان و كودكان رهگذر هم رحم نكردند و منافقانه سلاح اهدايي امريكا و اسرائيل و انگليس را به سوي مردم شليك كردند، تا به خيال خام خود با كمك رسانه‌هاي بيگانه ناجا و بسيج را متهم كنند. غافل از اينكه مسئولان با حكمت و تدبير، بكار بردن سلاح را به خاطر پيشگيري از هر گونه آسيب به مردم منع كرده بودند و نيروهاي حافظ امنيت هيچگاه سلاحي در دست نداشتند و بكار نبردند. ماموران حفظ امنيت و مدافعان حريم قانون كتك خوردند، زخمي شدند، شهيد شدند، بي رحمانه آنها را زير چرخ‌هاي ماشين گرفتند اما صبورانه با جانشان از مردم دفاع كردند؛ در مقابل آنها براي كشته‌هاي دروغي خود عزاداري كردند از آنجا كه آشوبگران در بين مردم پنهان شده بودند، دست حافظان امنيت براي برخورد با آنها بسته بود و لذا خساراتي بر مردم تحميل گرديد و ما نيز به عنوان حاميان مردم و مسئولان برقراري امنيت شرمنده شديم ليكن مي‌دانيم كه ملت فهيم خود به اين موضوع واقفند و عذر خدمتگزاران خود را مي‌پذيرند.
اي صاحب و آقاي ما، شما شاهدي كه نيروهاي مسلح و بسيج هر 4 كانديدا را از ياران انقلاب مي‌دانستند و مانند مردم ايران و با تشخيص خود كم يا زياد به آنها راي دادند. با اين وجود ناظري كه چه ناسزاها كه نثار ما نكردند و چه فحاشي‌ها و تهمت‌ها كه از آن بي نصيب نمانديم . امنيت مردم را خدشه دار كردند و چون به دفاع از مردم برخاستيم، به ما لقب ستمكاران دادند. ما را متجاوزان به حقوق مردم معرفي كردند. مي‌خواستند ما در اين ميدان آزمايش همچون خودشان رو سياه كنند، گويا نمي دانند اسلام و قرآن و اهل بيت و امام و قانون اساسي برقرار است و تكليف همه روشن است.
كار آنگاه برايمان سخت شد و روحمان به درد آمد كه اتاق فرمان خارجي‌ها و بعضي‌ داخلي‌ها به هم پيوند خورد و چهره پاك نظام در كلمات سخيف و زهر آلوده آنها گرد آلوده شد؛ و در اين غبار كذايي براي عده اي لحظه‌اي حق در محاق شد، اما خداي بزرگ را شاكريم كه فصل الخطاب رهبري دل ها را آرام كرد و بصيرت آفريد.
رفته رفته صف خودي ها، يعني ملت بزرگ ايران از اندك غير خودي‌ها نفوذ كرده در ميان مردم جدا شد و به رغم به اصطلاح نخبگاني كه از نخبگي جز وابستگي به بيگانه و تهاجم به ارزش‌هاي انقلاب و امام چيزي نمي‌فهمند، ملت يكپارچه مي‌كوشند نداي رهبرمان را با سرود وحدت و امنيت و سرافرازي و كار و پيشرفت تحقق بخشد.
آقاي و مولاي من ! در اين روزهاي هجمه دشمنان جهاني و كشتار ملت‌هاي مظلوم، خطاي عده اي از خواص بر دلمان جراحتي افزود اما باز هم صبر مي‌كنيم اينكه چشمانمان براي تنهايي جد بزرگوارت نمناك است. دلمان براي غريبي علي (ع) آن حق مطلب، بسيار دلتنگ است و اگر نبود اين اقيانوس مواجه انساني كه فضاي خيابان‌هاي سرزمينم را علي علي گويان عطر آگين كرده‌اند، نمي‌دانم چگونه مي‌توانستيم اين غصه كج روي برخي خواص بي بصيرت را تحمل كنيم و به سينه بسپاريم و سينه هايمان را در برابر دشمنان سپركنيم و از دشمن غفلت ننمائيم و سلاحمان را براي دشمن مهيا نگه داريم.
يا صاحب الزمان! شما چون خورشيدي از پس ابر، هدايت ما را بر عهده داري و ما را بر ولايت فقيه سپرده اي و ايشان توجه ما را به سوي دشمنان ميهن و ملت مي‌خوانند و ما نيز آموخته ايم كه "اشداء علي الكفار و رحماء بينهم ".
مردم انقلابي ما مي دانند كه چشم از دشمنان اصلي بر نمي‌داريم كه آنها ام الفسادند و ياران ممكن الخطا و قابل بازگشت دنيا هم مي داند كه ملت ايران در برابر دشمن يد واحده است. آري با تمام توان و آمادگي ايستاده ايم تا نظام بماند تا تو از ما خشنود باشي و قلب نازنين نائبت راضي، تا ميهن اسلامي ما همچنان كنام شيران باشد. تا شهيدان و امام شهيدان بدانند كه راهشان ادامه دارد.
مهدي جان! به فرزندان و نوادگان مان ياد داده‌ايم منتظرت باشند، پرچم اين نظام مقدس را در اهتزاز داشته باشند تا تو بيايي كه امام خميني فرمود: انقلاب ما مقدمه انقلاب جهاني به رهبري حضرت حجت است. سيد و مولاي ما از خدا مي‌خواهيم و تو نيز دعا كن كه انقلاب اسلامي ايران با انقلاب جهاني شما پايدار ماند و دعا بفرما آنگاه كه ظهور مي‌كني اگر مرگ ميان شما و ما جدايي انداخته باشد، خداوند ما را از قبر بيرون آورد در حالي كه كفن را بر كمر پيچيده و سلاح بر كشيده باشيم و دعوتت را لبيك گوئيم و زير پرچم پر مهر و عدالت پروري و نوراني امتت به شهدا بپيونديم
ارسال شده توسط ماندستان در ساعت 12:15 |